افسانه سامانچی قیزی - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو
در گذشته‌های نه چندان دور، تابلوی معروفی از یک دختر جوان در اکثر خانه‌های مردم ارومیه وجود داشت که مردم منطقه به آن «سامانچی قیزی» می‌گفتند.

حسین واحدی

در گذشته‌های نه چندان دور، تابلوی معروفی از یک دختر جوان در اکثر خانه‌های مردم ارومیه وجود داشت که مردم منطقه به آن «سامانچی قیزی» می‌گفتند.
سامانچی قیزی، علاوه بر ارومیه، حتی در برخی شهرهای نزدیک و کشورهای همسایه نیز شناخته شده است. در آذربایجان ایران به «سامانچی قیزی»، در ترکیه به «سامانجی کیزی» و در عراق به «مونالیزای عراق» معروف است.
اما این دختر کیست و چرا در بین مردم منطقه محبوب بود؟
عمده روایتی که از سامانچی قیزی گفته می‌شود بدین صورت است که، این دختر زیبا، دختر فردی کاه فروش (سامانچی) بود که افسری انگلیسی با دیدن وی، دلباخته‌اش شده و حتی حاضر می‌شود مسلمان شده و به وصال یار برسد. بعد از مخالفت‌های ابتدایی خانوادهِ سامانچی قیزی، نهایتاً این پیوند به سرانجام می‌رسد و هر دو راهی لندن می‌شوند. در بریتانیا، پرتره‌ی این دختر زیبای شرقی توسط نقاش معروف انگلیسی کشیده شده و توسط یک شرکت انگلیسی چاپ شده و پخش می‌شود. همین پرتره در کشورهای ایران، ترکیه و عراق نیز پخش شده و با محبوبیت خاصی در دیوار اکثر خانه‌ها آویزان می‌شود.
به دلیل گستره‌ی وسیع رواج داستان سامانچی‌ قیزی در منطقه، روایت‌های دیگری نیز وجود دارد که در برخی از آنها گفته می‌شود که دو جوان از دو طایفه‌ی مختلف عاشق سامانچی قیزی می‌شوند. عاشق شدن این دو جوان، باعث بروز درگیری‌ها و اختلافاتی بین این دو طایفه می‌شود. یکی از شب‌ها، پدر سامانچی قیزی، پسران خود را دور هم جمع کرده و بدین نتیجه می‌رسند که بهتر است برای جلوگیری از شدت اختلافات دخترشان را گم و گور کنند. ولی برادران در راه باعث کشته شدن خواهر خود می‌شوند.
روایتی نیز اینچنین است که فردی اجنبی با دیدن زیبایی وصف ناپذیر سامانچی قیزی می‌خواهد دامن وی را ناپاک کند. دخترک معصوم با خودکشی برای همیشه پاکدامن باقی می‌ماند و نامش بر سر زبان‌ها می‌افتد و می‌شود نماد عفت و پاکدامنی.
تا چند دهه‌ی قبل، در جهزیه‌ی هر دختری یک تابلوی سامانچی قیزی می‌گذاشتند و برای دخترانشان فرزندانی زیبا و پاکدامن همچون سامانچی قیزی آرزو می‌کردند.

سامانچی قیزی در ارومیه
از قدیم الایام، از سامانچی قیزی فقط یک نام و یک تصویر وجود داشت. به هر جا که می‌رفتی در هرخانه و مغازه و تالاری تصویر و یا بهتر بگوییم تابلوی نقاشی چهره و تنه‌ی وی با لباسی فرنگی (ظاهراً عکاس باشی‌ها این لباس‌های اروپایی را برای گرفتن عکس به مشتریان ثروتمند خود توصیه می‌کردند)‌ و با خوشه‌های گندم بر دوش، به دیوار نصب شده  بود‌.
در روستاهای ارومیه از هرکس که می پرسیدی او کیست‌؟ می‌گفت‌:
-‌ سامانچی قیزی‌دی (‌دختر کاه فروش است)
او آشنای همه‌، جزیی از خانواده و فرهنگ  و زبان و فکر مردم  و در نهایت سمبل زیبایی و اسطوره پاکی همه بود. بطوری که مردم آذربایجان وقتی می‌خواستند از زیبایی و پاکی دختری و یا خانمی تعریف و توصیف کنند  می‌گفتند‌:
-‌ هه گؤزلدی، سامانچی‌ قیزی‌دی. (بله زیباست، مثل دختر کاه‌ فروش است)

وقتی می‌پرسیدی  او کیست‌؟ کجا و چگونه زندگی می‌کرد الان کجاست‌‌؟
اکثراً چنین جوابی می‌دادند:
-‌ او دختر کاه فروش است‌، او را کشته‌اند!
در پایان می‌توان گفت اکثر اقوام منطقه سامانچی قیزی را جزیی از فرهنگ و تاریخ خود می‌دانند و به نوعی نقطه‌ی فرهنگی مشترک همه‌ی این اقوام محسوب می‌شود و دقیقاً نمی‌توان گفت که کدام روایت اصل بوده و یا مختص کدام قوم است. / جاده تجارت

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها