امید را در جامعه اشاعه دهیم - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو

جعفر احمدی/ جامعه شناس – فرازوفرودهای اقتصادی چیز غریبی نیست، برای همه دولت‌ها و ملت‌ها این تجربه بارها و بارها تکرار و باز تکرار شده است. اصلاً یکی از عوارض دوران گذار به توسعه همین وضعیت ناپایدار اقتصادی است اما مشکل جایی حاد می‌شود که هراس و ناامیدی بر زندگی مردم سایه افکند. بالأخص مردمی که به‌درستی آموزش آمادگی مواجهه و مقابله با مشکلات ریزودرشت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نشده باشند و یا توجیه و دلیل منطقی این وضعیت، برایشان مبهم و ناآشنا باشد.

اینان روز مردم با آمارهای نگران‌کننده‌ای از انواع آسیب‌های اجتماعی، بیکاری، طلاق، وضعیت بد اقتصادی و سیاسی روبرو می‌شوند. این آمارهای و اخبار ناخوشایند به بخشی از زندگی تبدیل‌شده و اگر آمادگی ذهنی و روانی لازم برای مواجهه با آن نباشد روح زندگی را از مردم خواهد گرفت. یقیناً غلبه هراس و بیم در یک جامعه تبعات زیان‌بخشی به بار خواهد آورد و پویایی و تحرک را از آن می‌گیرد؛ اما واقعیت این است که جامعه جهانی به‌طور عام و جامعه ایران به‌طور خاص وارد دورانی شده که تغییرات در آن سرعت و شتاب بیشتری گرفته است و هر تغییری با خود می‌تواند جنبه‌های مثبت و منفی به‌همراه داشته باشد؛ بنابراین جامعه ما هم جامعه‌ای درحال‌ گذار است که دارد تغییرات گسترده‌ای را تجربه می‌کند. این تغییرات دوسویه بوده و در کنار مخاطرات و آسیب‌هایی که به‌همراه دارد، سویه‌ها و جنبه‌های امیدبخشی هم دارد که متأسفانه بازتاب داده نمی‌شود. برای مثال در حادثه زلزله کرمانشاه، مردم سراسر ایران به یاری هم‌وطنان خود شتافتند و نشان دادند که مردم ایران تا کجا هوای همدیگر را دارند. این‌یک سویه مثبت و امیدبخشی از زندگی اجتماعی در ایران است. در این میان رسانه‌ها هم‌روی دنده هراس‌انگیزی افتاده‌اند و تنها جنبه‌های منفی و ناامیدکننده را منتشر می‌کنند.
البته این بدن معنا نیست که باید از بحران‌ها و آسیب‌های زندگی اجتماعی چشم‌پوشی کرد و آنها را نادیده گرفت. بلکه گاه‌گاهی باید نیمه‌پر لیوان را دید و به دیگران هم نشان داد تا بارقه‌های امید به زندگی مردم و بسترهای جامعه رخت برنبندد. مردم ایران سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی زیادی دارند که می‌تواند منبعی برای امیدبخشی باشند. بدون شک بازگو کردن این جنبه‌های امیدبخش، روح زندگی را به مردم ایران برمی‌گرداند. «ارنست بلوخ» امید را اصل پیش برنده هستی می‌داند و معتقد است که امید، چشم‌انتظار بهتر شدن کار آدم و عالم است. همچنان که ناامیدی دردی را درمان نمی‌کند و چه‌بسا باعث افزایش آسیب‌های اجتماعی می‌شود. اگر فرض کنیم که جامعه ایران دچار برخی بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شده است، برای حل این بحران‌ها، قطعاً به حداقلی از انگیزه و امید نیاز دارد.

همچنان که قبلاً گفته شد، فقدان و یا تضعیف «امید اجتماعی» و نشاط جمعی در جامعه، عدم پویایی و یاس اجتماعی به بارمی آورد. مردم ایران امروزه بیش از هر زمان دیگری به امید نیاز دارند تا بتوانند ظرفیت‌های نهفته خود را نشان دهند و این دوران پرمخاطره را با کمترین آسیب‌ها و زیان‌های اجتماعی سپری کنند. ناگفته پیداست که نقش سیاست‌گذاری اجتماعی درست و اصولی مبتنی بر نشاط اجتماعی در این خصوص می‌تواند راهگشا باشد. ساختار سیاسی هم باید فضای بازتری مهیا کند تا مردم بتوانند میدان‌داری کنند و روح سیاسی جامعه را با امید صیقل دهند. لازم است دولت فضای ارتباطی مردم را گسترش دهد و شرایط را برای ارتباط بیشتر مردم مهیا کند چون براساس دیدگاه ریچارد روتی: «آنچه امید را نگه می‌دارد، ارتباط است». رسانه‌ها هم باید در کنار پرداختن به مسائل و بحران‌های پیش رو، به منابع امیدبخش زندگی اجتماعی بپردازند و ظرفیت‌های امیدبخش مردم ایران را انعکاس دهند. عجیب است که تاریخ ادبیات سده‌های پیشین ایران بااین‌همه بحران و ظلم و ستم چگونه است که مملو از امید و امیدبخشی است؟ پس روشنفکران و اصحاب فرهنگ هم سهم بسزایی در تزریق امید به روح این ملت را دارند.

به قول ابوسعید ابوالخیر:
غمناکم و از کوی تو با غم نروم
جز شاد و امیدوار و خرم ندوم
از درگه همچون تو کریمی هرگز
نومید کسی نرفت و من هم نروم

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها