حوادث و بلایای طبیعی و غیرطبیعی چون سیل، تگرگ، آتش سوزی، زلزله و... در اکثر فصول سال و همچنین رویدادها و حوادث جنائی و انسانی از جمله تصادفات، جنگ، قتل و... ، خسارات مادی و معنوی زیادی برجای می گذارد. خساراتی که در برخی مواقع به بهای جان انسان ها تمام می شود و گاهی نیز به قیمت درهم ریختن و پریشانی روح و روان مخاطبان رسانه ها!

به گزارش اکسیر نو، قربانیان این حوادث، بعد از مرگ نیز، روی آرامش به خود ندیده و بازماندگانشان دایما در معرض یادآوری و مشاهده تصاویر  پرپر شده عزیزان از دست رفته خویشند و بلافاصله تبدیل به ملعبه برخی سوژه پردازان حاشیه ساز زرد رسانه ای می شوند.

در سنوات اخیر با ظهور و همه گیری اینترنت و همچنین افزایش تب حضور در شبکه‌های اجتماعی و مجازی مختلف، خبرهای حوادث و بحرانهای طبیعی و انسانی به یکباره و در سریع ترین زمان ممکن در جامعه منتشر شده و بدلیل دارا بودن ارزش خبری درگیری و برخورد، با خیل عظیم مخاطبان از قشرهای مختلف  جامعه روبه ‌رو می شود.

در همین راستا و برای دست یابی به اهداف سوژه پردازان، چه بسیار اخباری که با پیوست و انتشار تصاویر دلخراش صحنه حوادث و قربانیان، دست به دست می شود و از سوی کاربران و مخاطبان با اقبال یا عدم اقبال (لایک و دیسلایک) روبرو می شود.

اساتید و کارشناسان ارتباطات و رسانه نگاری معتقدند، انتشار عمومی و به اشتراک گذاشتن تصاویر حوادثی که در آن عامل انسانی بعنوان قربانی، سوژه عکاسان می شود بدلیل بار احساسی و تاثیرگذاری منفی روحی و روانیی که باعث آزردگی مخاطبان و احساس عدم امنیت آنان خواهد شد، چندان روا و اخلاقی نیست.

در یک نمونه از این رفتار نادرست رسانه ای، چندی پیش انتشار تصاویر دردناک قربانیان یک تصادف و  همچنین انفحار نارنجک در یک کتابفروشی، در گروهی به نام “خبرنگاران آذربایجان غربی” فتح بابی برای بحث پیرامون مجاز بودن یا نبودن انتشار تصاویر دلخراش در اخبار رسمی رسانه ها شد و این که نحوه انتشار عکس های مربوط به قربانیان بحرانهای طبیعی و یا حوادث دیگری که سبب مرگ انسانها می شود  باید چگونه باشد؟ ضمن آن که این سوال مطرح شد که روند اطلاع رسانی در مواقع حساس و بحرانی چگونه‌ باید از سوی رسانه ها مدیریت شود؟

در این بین برخی، موافق انتشار تصاویر اجساد کشته شدگان ( برخی از عکاسان خبری) و برخی نیز مخالف آن بودند.

انتشار تصاویر دلخراش با”تصاویر فجیع” با نمای عمومی باز و “لانگ شات”

یک کارشناس علوم ارتباطات در این باره می گوید: انتشار برخی تصاویر در رسانه ها که بیم عواقب زیانبخش در پخش آن برای بیماران قلبی می رود و یا سبب آزار و اذیت روحی و روانی مردم عادی و بازماندگان قربانیان باشد، جایز نیست.

دکتر «شفیع بهرامیان» با بیان اینکه در انتشار تصاویر دلخراش ناشی از حوادث در مواردی با تذکر و اخطار قبلی به مخاطبان، می توان برخی تصاویر عمومی تر به را نمایش گذاشت، معتقد است: پخش عکس صحنه های دلخراش باید به صورت انتشار تصویر در یک نمای عمومی(لانگ شات) و نه با کادر بسته(کلوزآپ) و نیز با غیرشفاف کردن و مات یا شطرنجی کردن تصویر صورت قربانی و نقاط آسیب دیده بدن قربانی، بر روی خروجی سایت های خبری و یا شبکه های اجتماعی گذاشته شود.

وی پایبندی بر مسئولیت اجتماعی و اخلاق حرفه ای در کار رسانه ای را مورد تاکید قرار داده و اظهار می کند: در هر رسانه ای که مخاطب عام داشته باشد، به هم ریختن آرامش روانی،  مصداق جرم مطبوعاتی و همچنین تجاوز به حریم روانی مخاطبان تلقی می شود.

این مدرس دانشگاه، انتشار تصاویر سوخته، متلاشی شده، قطعه قطعه یا مثله شده انسان با نمای بسته را در رسانه ها جایز نمی داند و معتقد است: در بحث روزنامه نگاری بحران، رسانه ها باید تصاویر امیدبخش  و نجات بخش را به جای تصاویر اجساد کشته شدگان منتشر کنند و بیشتر با استفاده از تصاویر گرافیکی و نقشه های محیطی، حجم و ابعاد حادثه را نشان دهند و بر امید آفرینی و پخش اخبار مثبت برای بازگرداندن آرامش به مردم، تلاش کنند.

بهرامیان ضمن ابراز تاسف از اینکه در فضای افسار گسیخته ارتباطات امروز، اصول انسانی و اخلاقی در پخش اخبار و تصاویر، رعایت نمی شود، می گوید: رسانه های حرفه ای و نامدار جهان هرگز تصاویری از صحنه های دلخراش(فجیع) نشان نمی دهند و بیشتر بر بازپخش یک سری تصاویر بازماندگان، شمع و گل و مراسم تدفین قربانیان تمرکز دارند تا بر بازپخش صورت و جسد قربانیان، مگر برخی رسانه های زرد که به دنبال  مقاصد منفعت طلبانه خود باشند تا احترام به حقوق مخاطب.

به گفته این کارشناس علوم ارتباطات و رسانه، انتشار چنین تصاویری، ناقض حقوق بازماندگان فرد آسیب دیده است و در آیین نامه ها و نظام های حقوق مطبوعات و رسانه تعداد زیادی از کشورها مثل فرانسه، انگلستان و آمریکا، به این موارد اشاره شده است. علاوه بر این، رسانه های بزرگ هم معمولا  قواعد  سفت  و سختی برای انتشار تصاویر فجیع دارند.

بهرامیان ضمن بیان اینکه نمایش اینگونه تصاویر، بدون هشدار قبلی، برای تفهیم عمق فاجعه به مردم درست نیست، می گوید: مثلا در تیراندازی  دبستان “سندی هوک” آمریکا ۲۰ کودک کشته شدند اما با سرچ در گوگل  تصویری از این مسئله  یا خون های ریخته بر درو دیوار  یافت نمی شود زیرا رسانه های این کشور  به صورت مدیریت شده تصویر گل  یا مادران عزادار  یا چهره های  کودکان را منتشر کرده اند. همین طور  در مورد طوفان  “کاترینا ” نیز تصویری  جز هلی شات ها  و تصویر از بالا یافت نمی شود و این نشان از عدم اطلاع رسانی نیست  بلکه مدیریت  همزمان خبر و احترام به حافظه مخاطب است در حالی که اگر این موضوع را با تصاویری که رسانه های کشور ما از حوادث طبیعی  مثل زلزله ورزقان  یا حتی اتفاقاتی مثل حادثه شین آباد منتشر کردند مقایسه کنید، نتایج به هیچ وجه مشابه نبوده متاسفانه در این شکل از اطلاع رسانی، جز آزار مخاطب و اقوام و بازماندگان قربانیان، دستاورد مثبت دگیری بهمراه نداشته است.

وی تاکید می کند: در انتشار صحنه تصاویر دلخراش( فجیع) باید عدم پخش تصاویر  در ساعات پرمخاطب، دادن هشدارهای لازم قبل از پخش و انعکاس تصویر از نمای دور و مات سازی و مبهم سازی چهره قربانیان حتما لحاظ شود.

بهرامیان احترام به سوژه( قربانی)، مخاطب و خود خبرنگار را سه عامل مهم در بازدارندگی انتشار و پخش اینگونه تصاویر می داند و معتقد است که خبرنگاران و عکاسان بهنگام پخش تصاویر باید این جمله طلایی را سرلوحه کار خود قرار دهند:” با دیگران چنان رفتار کن که انتظار داری با تو یا نزدیکان تو، رفتار کنند.” چه این دیگران قربانی و جسد و چه بازمانده از یک حادثه غم انگیز باشند.

وی انتشار صریح و بی پرده تصاویر فجیع را منجر به افزایش سطح قساوت و خشونت و میل به پرخاشگری و کاهش کراهت خشونت در جامعه می داند.

این مدرس دانشگاه، رسانه نگاران و فتوژورنالیستهای کشور را به مطالعه متون اخلاقی و حرفه ای این بحث از جمله کتاب روزنامه نگاری نوین بدیعی و قندی، کتاب حقوق مخاطب در برابر رسانه های جمعی، ترجمه سید بشیر حسینی و همچنین کتاب بسیار عالی دوجلدی ” فتوژورنالیسم” کنت کوپر با ترجمه اسماعیل عباسی توصیه می کند.

لزوم هشدار پیش از نمایش عکس‌های آزاردهنده

در این باره فرزاد هاشمی، عکاس و موسس مجله عکس به خبرگزاری  دانشجویان ایسنا می گوید: عکس‌های آزاردهنده به عنوان بخشی از عکس‌های مستند اجتماعی اگر حامل پیام باشند و بتوانند به داشتن زندگی بهتر کمک کنند، خوب است که در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شوند، اما اگر میزان آزاردهندگی آن‌ها خیلی بالا باشد، باید در نمایش آن‌ها تجدید نظر کرد.

وی ادامه می دهد: اما اگر یک عکس آنچنان دردناک باشد که بیننده را آزار بدهد و جنبه مثبت ‌اندیشی‌اش فراموش شود در این گروه قرار نمی‌گیرد و برخی اوقات‌ از یک عکس مستند برای برداشت‌های سیاسی استفاده می‌کنند؛ برداشتی که به هیچ وجه ربطی به هدف عکاس از گرفتن آن عکس ندارد.

این عکاس تاکید می کند: استفاده اینچنینی از عکس‌های مستند اجتماعی غیراخلاقی است.

هاشمی با اشاره به تفاوت واکنش‌های افراد در مواجهه با این عکس‌ها، بیان می کند:  در جامعه مرفهی که شهروندانش به دنبال زندگی بهتر و رفاه بیشتر هستند و با دیدن یک عکس ناراحت ‌کننده و دردناک تنها آزرده خاطر می‌شوند، انتشار این عکس‌ها لزومی ندارد و آن‌ها ترجیح می‌دهند این عکس‌ها را نبینند؛ مثلاعکس‌های زندانیان و یا کشته شدگان جنگ جهانی دوم -فارغ از مسائل سیاسی- نیازی نیست در رسانه‌ها منتشر و دیده شوند، چون رسالتی که ما به دنبال آن هستیم داشتن زندگی خوب است.

وی ادامه می دهد: در جوامع متمدن، رسانه‌ها پیش از نشان دادن چنین عکس‌هایی، به مخاطب هشدار می‌دهند و به او این اختیار را می‌دهند که عکس را ببیند یا نه.

این فعال حوزه عکاسی در ادامه به بررسی انتشار تصاویر دلخراش در کشورهای جهان سوم می پردازد و می گوید: در کشورهایی مثل کشور ایران که به جهان سوم نزدیک‌تر است با انتشار عکس‌های دردناک و ناراحت‌کننده بدون دادن هشدار مواجه هستیم که با تجزیه و تحلیل شرایط اجتماعی حاکم بر چنین جوامعی متوجه خواهیم شد در این کشورها، جامعه با تأملات اجتماعی و انسانی مواجه است.

هاشمی تاکید می کند: من به طور کلی با نشان دادن چنین تصاویری بدون هشدار قبلی موافق نیستم اگر چه درست است که ما به دنبال جهانی بدون ظلم و جنگ هستیم، اما بهتر است مخاطبان این اختیار را داشته باشند که یک عکس آزرده‌کننده را ببینند یا نه، زیرا شاید اگر تنها پیام آن عکس را دریافت کنند کافی باشد.

این عکاس درباره میزان تاثیرگذاری این عکس‌ها نیز می گوید:  برخی عکس‌ها آنقدر بارشان سنگین است که تا مدت‌ها ذهن مخاطب را درگیر می‌کنند چنان که بعضی از این عکس‌ها مثل بریدن سر یک انسان، چنان شنیع و آزرده‌کننده هستند که هیچ‌وقت رسانه‌های کشورهای توسعه یافته -حتی اگر باسیاست‌هایشان منطبق باشد- آن‌ها را نشان نمی‌دهند اما متأسفانه تلویزیون و رسانه‌های دیگر کشورها از جمله ایران، ابایی از نشان دادن آن‌ها ندارند.

وی ادامه می دهد: رسانه های کشورمان می‌خواهند به طور مثال وحشی‌گری یک گروه را نشان بدهند اما شاید اگر خبر یا پیام آن را منتقل کنند برای مخاطب کافی باشد.

مدیریت تصاویر منتشر شده از حوادث طبیعی و بحران های غیرمترقبه، سوژه ای است که این روزها و با تقارن چند حادثه دلخراش به سوژه ای قابل بحث در فضای رسانه ای کشور تبدیل شده است،  موضوعی که مقایسه آن در رسانه‌های ایرانی وخارجی، حقیقتی تاسف برانگیز از میزان علاقه پوشش تصویری این حوادث  در ایران نسبت به کشورهای توسعه یافته را به ذهن‌ها متبادر می کند.

پایان بندی

مخلص کلام آنکه، براساس نص صریح قوانین موجود مدنی و رسانه ای، هرگونه اقدام در جهت برهم زدن آرامش روانی جامعه جرم و قابل پیگیری است. از سوی دیگر نیز، پخش تصاویر قربانیان حوادث طبیعی و غیر طبیعی به منزله بی احترامی و توهین به مردگان و همچنین جریحه دار کردن روح و روان نزدیکان و بازماندگان آنان و ایجاد تشویش و برهم زدن آسایش و امنیت روانی جامعه است و این امر به هیچ وجه با رسالت ذاتی رسانه های همگانی همخوان و همراه نیست.

لازم است در این رابطه و در رفتار با چنین رویدادهایی، یک اصل مسلم اخلاقی را راهنمای غمل خویش قرار دهیم که:” آنچه را برای خود نمی پسندی بر دیگران روا مدار”!

 

 

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

1 دیدگاه:

دیدگاه‌های غیرقابل انتشار: 0 دیدگاه‌های منتشر شده: 1
    • دیدگاه صدیق رنجبر در دوشنبه، ۲ شهریور ۱۳۹۴ در ساعت ۸:۴۲ ق٫ظ

      بارها از دیدن اینگونه تصاویر روح و روانم آزرده شده و حتی گاهی نتونستم بدرستی غذا بخورم…واقعا لازمه برای حل معضل لازمه فرهنگ سازی صورت بپذیره

      1 پاسخ

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها