د.شفیع بهرامیان – روزنامه نگار/ جهان هر روز کوچک‌تر از دیروز می‌شود و مردم هرلحظه تحلیل‌گرتر و آگاه‌تر از لحظه قبل. شکاف اطلاعاتی اکنون به کمترین فاصله خود رسیده و تکنولوژی ارزان‌قیمت اینترنت و تلفن همراه تا عمق کوره‌راه‌ها و روستاها نفوذ کرده است. بدرستی هزاره سوم، عصر انقلاب و انفجار اطلاعات است. دیگر، آگاهی و خبر در انحصار محدود نخبگان جامعه نیست. امروزه همه در حال اطلاع‌یابی از رسانه‌ها و “میکرو مدیاها” بوده و کمتر کسی است که در کسری از ثانیه، مطلع از حوادث و رودیداهای محلی و بین المللی، نباشد.
باوجود شبکه‌های پیام‌رسان اجتماعی و موبایلی شاهد تحقق شکلی از “حوزه عمومی ” و فضای گفتمانی مبتنی بر “دیالوگ برابرانه” در کشور هستیم، پرسش‌های عالمانه، نقدهای دلسوزانه، مطالبه‌گری و پیگیری وضعیت، رعایت انصاف و عدالت در بحث و گفتمان و..، ازجمله الزامات لازم برای ایجاد بستری گفتمانی و اخلاقیِ توسعه مدار در رسانه‌ها و کانال‌های ارتباطی محلی و منطقه‌ای است. اکثر قریب به‌اتفاق کنوانسیون‌ها و مقاوله‌نامه‌های حقوق بشری و شهروندی جهانی بر دسترسی برابر مردم به منابع دانشی و معرفتی استوارند. در کشور ما ایران نیز دو قانون مهم “دسترسی به جریان آزاد اطلاعات” و “منشور حقوق شهروندی” که در دولت یازدهم ابلاغ و عملیاتی شدند؛ ناظر بر همین وضعیت‌اند.
در سایه ایجاد بسترهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری لازم برای رشد و توسعه شبکه‌های اجتماعی آنلاین و برخط و افزایش چشمگیر ضریب نفوذ اینترنت و تلفن همراه در کشور که به بالای ۷۰ درصد رسیده است؛ شهروندان در تلاش برای تمرین پرسشگری و مطالبه‌جویی منصفانه، لحظات زیبایی را از گفتمان و دیالوگ مبتنی بر رعایت انصاف و سازندگی در فضاهای عمومی مجازی و اینترنتی، شکل می‌دهند. مطالبه‌گری از آرمان‌گرایی ذاتی بشر نشاءت گرفته و ناظر بر احساس مسئولیت نسبت به جامعه و پیگیری آن به‌وسیله درخواست و پرسش از حاکمیت تا حصول به نتیجه‌ای مطلوب است که این وضعیت، جزویی از حقوق شهروندی هر انسانی محسوب می‌شود.
نرخ مطالبه‌گری و میزان آزادی در اظهار علنی و عمومی‌سازی آن، یکی از شاخص‌های مهم توسعه سیاسی و مدنی به‌شمار رفته و عامل مهمی برای جلوگیری از انحراف جامعه و نظام اجرایی، ترویج و تثبیت مردمسالاری و اهمیت خواست و نظر مردم در بهبود امور، شناسایی و رفع کاستی‌ها و مشکلات موجود جامعه و به‌نقد کشیدن منصفانه عملکردها و اقدامات افراد و نهادهای مرتبط و مسئول، است.
با این‌حال، وجود یک چارچوب منطقی و مشخص و معیارهای استاندارد برای احصاء و پیگیری مطالبات واقعی و موردنیاز عامه مردم – و نه جمعی اندک- از ملزومات ترویج فرهنگ مطالبه‌گری و پرسشگری است. مطالبه‌گری باید براساس واقعیت‌های موجود، شاخص‌ها و معیارهای قابل انجام و منطقی و در چارچوب چشم‌انداز کلی نیازهای مردم یک منطقه، صورت پذیرد و نه براساس خواست و تمایل فردی یا گروهی اندک که معمولاً تبدیل به لابی های فشار و باندهای کسب قدرت و ثروت، در جامعه می شوند.
اکنون بسیاری از شهرها و مناطق استان به‌شدت از فقدان یک برنامه جامع، مدون و شفاف توسعه‌ای در همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… رنج می‌ برند. در کنار آن هیچ معیار و شاخص درست و بومی‌شده‌ای برای سنجش کلی عملکرد نهادهای انتخابی و انتصابی در این مناطق وجود نداشته و به همین دلیل، نقدها و ارزیابی‌های صورت گرفته و یا مطالبات مطرح شده، جز سردرگمی افکار عمومی و سیاه نمایی عملکردها و گل‌آلود شدن کل فضای پاسخگویی، حاصل دیگری نداشته است.
با این رویکرد، وقت آن رسیده است که سندهای بالادستی چشم‌انداز، مأموریت‌ها، راهبردها، راهکارها، شاخص‌ها و معیارهای اصلی موردنیاز برای توسعه استان، شهر و منطقه خود را براساس توانمندی‌ها، منابع انسانی و داشته‌های مادی و الویت بخشی به نیازهای اصلی جامعه، تدوین، مشخص، ابلاغ و منتشر نموده و وظیفه هر یک از دستگاه‌های اجرایی و سازمان‌ها و نهادهای عمومی مردمی و غیردولتی مسئول در آن را مشخص، و مطابق با این معیار و خط‌کش، همه افراد و ارگان‌های مسئول در برنامه‌ها را مورد نقد و ارزیابی عملکرد، قرار دهیم. این رویه، فعالان و مسئولین اجرایی، سیاسی و اجتماعی را ملزم به بازتعریف خود و برنامه‌های‌شان در یک چارچوب منطقی از قبل تعیین‌شده، متناسب با چشم‌اندازها و اهداف کلان و راهبردی محل خدمت خود، برای ایجاد هماهنگی در تحقق شاخص‌های کلان توسعه‌ای منطقه، می‌نماید.
اکنون لازم است بجای نقد فعالیت‌های جزیره‌ای و پراکنده اعضای انتخابی و انتصابی قدرت در شهر و استان( استانداران، نمایندگان مجلس، فرمانداران، اعضای شوراها، شهرداران، مدیران‌کل و رؤسای سازمانها، بخشداران، رؤسای ادارات، مدیران عامل، هیأت های مدیره سمن ها و امثالهم)، آستین همت برای تدوین نقشه راه و چشم‌انداز بلندمدت و راهبردی هر استان یا شهرستان، بالا زنیم و در آن چارچوب، دنبال سازوکار درست و اثربخش اجرایی و تقنینی برای تحقق اهداف سند چشم‌انداز منطقه‌ای و در کنار آن طراحی شاخص و معیار مرضی‌الطرفین برای قضاوت و ارزیابی عملکردها، باشیم.
برماست که برای احصاء و تدوین برنامه همه‌جانبه و توسعه پایدار منطقه، اقدام نموده و براساس شاخص‌ها و معیارهای منطقه‌ای و بومی، ضمن تدوین برنامه‌ای جامع و کلان‌نگر، سیستم درست مطالبه‌گری و پیگیری حقوق شهروندی را در جامعه خویش، نهادینه کنیم. بدیهی است امروزه، رسانه‌های ارتباطی نقش مهمی در نشر و اشاعه فرهنگ مطالبه‌گری و پرسشگری برعهده دارند و باید بصورت مداوم و مستمر، در کنار تلاش برای افزایش “سواد رسانه‌ای” مردم، مهارتها و “سواد مطالبه‌گری” را نیز در روح و بطن جامعه، نهادینه کنند.

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها