در عالم رسانه کمتر اتفاق می‌افتد که نقل‌قول و تکه کلامی، عیناً تبدیل به تیتر یک یادداشت یا نقد شود اما گاهی برای تحلیل و بررسی برخی دولتمردان و سیاست ورزان چاره‌ای جز مراجعه به‌عین گفتارشان نیست.

در عالم رسانه کمتر اتفاق می‌افتد که نقل‌قول و تکه کلامی، عیناً تبدیل به تیتر یک یادداشت یا نقد شود اما گاهی برای تحلیل و بررسی برخی دولتمردان و سیاست ورزان چاره‌ای جز مراجعه به‌عین گفتارشان نیست. “دشمنانت را بفشار، دوستانت کنارت‌اند ” جمله مشهور فردی است که با رویکرد و چهره‌ای مردمی، خیلی زود مراتب و رواتب قدرت را به پشتوانه یکرنگی، لوطی منشی، معرفت، صراحت و جسارت و اقبال مردم طی کرد اما این روزها نوعی “سیاست‌پیشگی ماکیاول‌گونه” در اقدامات و تصمیمات وی به چشم می‌خورد که تا حدودی می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور، مردمی را که دل‌خوش به حضور و وجودش در سامان بخشی به امورات این سامان بودند، دلسرد نماید. منطقِ بی‌توجهی به دوستان و همّ‌وغمّ را معطوف دشمنان کردن، شاید در بزنگاهی و وضعیتی، کارساز باشد اما اگر تبدیل به استراتژی کلان رفتاری شود؛ روزی می‌رسد که دیگر از دوستان واقعی‌ انسان کسی نمی‌ماند و دشمنان نقاب دوستی زده، لاف رفاقت خواهند زد اما با اولین لغزش و سستی، آن‌چنان زیر پای آدمی را خالی و پشتش را به خاک خواهند مالید که جز افسوس و خسران، راهی برایش نخواهد ماند!

در جوامع پیشرفته، همواره احزاب و گروهایی وجود دارند که هرکدام دارای راهبرد و خط‌مشی خاص اما آشکار خود بوده و برای رسیدن به قدرت و جلب‌توجه رأی‌دهندگان و مردم تلاش می‌کنند، در این جوامع، هر حزب، برنامه و نگرش خود را داشته؛ بر همین اساس وقتی توانستند اقبال مردمی بدست آورند و کار را بدست گیرند، بدون توجه به فشار و ساز ناهمنوای گروه مقابل، مخالفان و اپوزیسیون، تنها هدفشان پیشبرد برنامه‌ها و اهداف از قبل تعیین‌شده برای موفقیت و رضایت جامعه است. در این سنخ جوامع، منفعلانه عمل کردن، مقهور قدرت مخالفان شدن و پناه بردن به روش‌های مصلحتی، پشت پرده‌ای و شبه ماکیاولی برای نگه‌داشتن دل دو گروه هواداران و مخالفان، روشی مذموم و برخلاف قواعد و منش سیاسی و اجتماعی مقبول مردم و نخبگان اجتماعی است.

چندی قبل، یکی از کانال‌های تلگرامی، در نقدی به‌ظاهر ساده، تلنگری بر کلیددار ارومیه زده با این مضمون که فرهنگ‌سرای رسانه شهرداری نتوانسته است در مدت فعالیت قصیر خود، خواسته‌های شهردار و شوراییان را اجرائی کند، شهردار محترم، اما غافل و بی‌خبر از نیات و اغراض پیدا و پنهان گردانندگان و نویسندگان این رسانه، عجولانه و بی‌توجه به آثار و حواشی همراهی با این گروه که در انتخابات گذشته هیچ همراهی‌ای با تفکر تیم وی نداشته و بالعکس در تخریب و مذمتش از هیچ کاری فروگذار نکردند؛ شوربختانه با آن‌ها هم‌نوا شده و بر طبل آنان که اهدافشان بر همگان روشن و مبرهن است کوبیده و در مسیر تخریب مجموعه منصوب خود، فارغ از آسیب‌شناسی و برعهده‌گیری قصورات مدیرت کلان‌شهر در باب موفقیت یا عدم موفقیت فرهنگسرا، در زمین اپوزیسیون بازی کرده است!

البته با نگاهی گذرا به سوابق رفتاری شهردار، می‌توان به‌روشنی دریافت که این اول‌بار نیست محمد حضرت‌پور پشت دوستان خود خالی کرده و دل در گرو زلف مخالفان خویش باخته و شاید آخر بار نیز نباشد- که البته امید داریم، کشتیبان شهر را سیاستی دیگر آید و این‌گونه خطاهای راهبردی را دگربار تکرار ننماید که اگر چنین کند لاجرم در اندک زمانی، دوستانش پراکنده و دشمنانش در قامت دوست، زیرکانه آستین همت برای حذفش از سپهر سیاسی شهر و استان، بالا خواهند زد،- حضرت‌پوری که زمانی فقط به اصول و قواعد درست مدیریتی باوجود مخالفت‌های گروه‌های فشار- که معمولاً شکست‌خوردگان انتخاباتی نیز هستند،- آنچه درست و مطابق با منافع مردمی بود، انجام می‌داد، اما امروز ایشان را چه شده که دوست به دشمن می‌فروشد و با مکر و حیلت دشمن، دوستان از دور خویش پراکنده گرداند! آیا حضرت‌پورِ مردمی و صادقِ دیروز، این روزها به جرگه سیاست‌زدگانِ ماکیاولیست‌مرام پیوسته است و برایش رسیدن به هدف، استفاده از هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند؟! آیا امروز شعار و شعور ” من خاک‌پای مردممِ ” حضرت‌پور دیگر رنگ و معنای خود را از دست ‌داده است؟

نگارنده این سطور نمی‌خواهد و نمی‌تواند از عملکرد فرهنگ‌سرای رسانه دفاع نماید، چه اینکه معتقد است دفاع و یا نقد منصفانه عملکرد این فرهنگسرا، منوط به شناسایی اهداف، منابع انسانی و مالی اختصاص داده‌شده، میزان توجه و حضور مدیران کلان‌شهری در آن و حمایت از راهبردها و چشم‌اندازهای آن است؛ نگارنده شاید اطلاع چندانی از این موارد ندارد اما نیک می‌داند در ده ماه، با بودجه ۵٠٠ هزار تومان! اگر کسی همچنان این فرهنگسرا را سراپا نگاه داشته است هنر کرده است! فرهنگ‌سرایی که قرار بود مرکز و منزل فرهیختگان رسانه‌ای ارومیه باشد اما حتی یک‌بار هم حضور شهردار محمد حضرت‌پور را به خودش ندید، اگر این مکان هنوز بر سرپاست، بسیار هنر شده است.

اکنون اما دایه‌های مهربان‌تر از مادر، نامهربانانه بر کوس نومیدی و بی‌انصافی می‌دمند و فرهنگ‌سرای رسانه، در نوک حمله مخالفان قرار می‌گیرد تا اندک‌اندک، از یاران راستین شهردار کسی نماند و اگر ماند، جرأت خدمت نیابد که این روزها، پاداش خدمت به شهر و شهردار، رسوای عالم و زمانه شدن است!

این یادداشت نگاشته شد تا یاران حضرت‌پور از تغییر تاکتیک وی در این یکسال اخیر بگویند و گله نمایند که پاداش دوستان، سپردن به مسلخ نامنصفانه دشمنان نیست!(هل جزاء الاحسان الا الاحسان – آیا پاداش نیکی جز خوبی می‌تواند باشد؟)

گوئیا در این سامان، شوربختانه، نسل مدیران مردمی‌ای چون حضرت‌پور که شعار و شعورشان روزگاری، مردم‌داری و وفای به عهد و حمایت از دوستان همدل بود، رو به انقراض است و اکنون اینان بجای مردم، تنها و تنها برای تأمین منافع سیاسیون و گروه‌های فشار، کمر همت بسته‌اند و در این راه از قربانی کردن کس یا کسانی ولو یار و همراه، ابایی ندارند! امید که این فقط یک برداشت نادرست نگارنده باشد و حضرت‌پور چون گذشته، الگوی معرفت، لوطی‌گری، وفای به عهد و نوکری مردم بماند که جز این، همه مقامات و پست‌ها رفتنی‌اند و تنها نام نیک است که می‌ماند؛ و چه جالب گفته ایرج میرزا:

سیاست پیشه مردم حیله سازند

نه مانند من و تو پاک‌بازند

به هر جا پاش افتاد آن‌اند

به هر تغییر شکلی مستعدند

گهی مشروطه، گاهی مستبدند

سیاست پیشگان در هر لباس‌اند

به‌خوبی همدگر را می‌شناسند

همه دانند زین فن سودشان چیست

به باطن مقصد و مقصودشان چیست

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها