Notice: A session had already been started - ignoring session_start() in /home/exireno1/domains/exireno.ir/public_html/wp-content/themes/ayramloo/single.php on line 4
 “سنگی بر گورِ” جامعه پزشکی – بخش پایانی - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو
(تحلیلی جامعه شناخی بر کتاب سنگی بر گوری/اثر جلال آل احمد)
در بخش نخستین این یادداشت ضمن معرفی اجمالی پدید آورده کتاب داستان "سنگی بر گوری" ، به بررسی مختصات این اثر ادبی در ژانری اجتماعی به رشته تحریر درآمده است پرداختم. موضوع باروری و افزایش جمعیت و پنداشت های سنتی موجود و زوایای پنهان در قلم ادبی جلال آل احمد در اثر "سنگی بر گوری" را مورد ملاحظه قرار دادم و در این بخش به سوژه بسیار مهم دیگری خواهم پرداخت که آل احمد تقریباً نیم قرن پیش نسبت به مساله سازی و مساله آفرینی آن در جامعه ایرانی توجه نموده است و آن چیزی نیست جز موضوع رابطه پزشک و بیمار و شکستن تابوی حکیم طبیب دانای کل در عُرف جامعه ایرانی. جلال در این کتاب به موضوع رابطه بیمار و پزشک از دیدگاهی متفاوت پرداخته است که شاید نتوان مشابه آن را حداقل در نویسندگان هم عصر جلال سراغ گرفت. موضوعی که طی سه دهه اخیر در جامعه شناسی نیز مورد توجه قرار گرفته است.

اشاره: در بخش نخستین این یادداشت ضمن معرفی اجمالی پدید آورده کتاب داستان “سنگی بر گوری” ، به بررسی مختصات این اثر ادبی در ژانری اجتماعی به رشته تحریر درآمده است پرداختم. موضوع باروری و افزایش جمعیت و پنداشت های سنتی موجود و زوایای پنهان در قلم ادبی جلال آل احمد در اثر “سنگی بر گوری” را مورد ملاحظه قرار دادم و در این بخش به سوژه بسیار مهم دیگری خواهم پرداخت که آل احمد تقریباً نیم قرن پیش نسبت به مساله سازی و مساله آفرینی آن در جامعه ایرانی توجه نموده است و آن چیزی نیست جز موضوع رابطه پزشک و بیمار و شکستن تابوی حکیم طبیب دانای کل در عُرف جامعه ایرانی. جلال در این کتاب به موضوع رابطه بیمار و پزشک از دیدگاهی متفاوت پرداخته است که شاید نتوان مشابه آن را حداقل در نویسندگان هم عصر جلال سراغ گرفت. موضوعی که طی سه دهه اخیر در جامعه شناسی نیز مورد توجه قرار گرفته است.

در سنگی بر گوری جلال آل احمد، ما با یک ارزیابی جسورانه مواجهیم. جلال صریح و بی پرده رفتار پزشکی (حداقل پزشک داستان) را مورد نقد قرار می دهد. در حالیکه این موضوع حتی تا همین دهه اخیر نیز همواره جزو تابوهای جامعه ایرانی محسوب می شد؛ به طوری که به عنوان مثال وقتی در اوایل همین دهه ، مهران مدیری (کارگردان طنزپرداز)، دست به تولید سریال طنز “اتاق عمل” می زند، با مخالفت جدی وزیر بهداشت وقت و البته جامعه پزشکی مواجه می شود که در نهایت نام این سریال را تحت الشعاع خود قرار داده و به “در حاشیه” تغییر می یابد و پیش از موعد نیز از آنتن کنار می رود. مخالفت ها و مقاومت هایی از این دست از طرف جامعه پزشکی بسیار صورت پذیرفته و حتی مرگ عباس کیارستمی- کارگردان برجسته سینما- در نتیجه قصور پزشکی(تزریق داروی هپارین با دوز بالا) و موج رسانه ای که علیه بخشی از جامعه پزشکی سهل انگار صورت می گیرد نیز نمی تواند این تابوی سخت را بشکند. همین مساله دشواری و جسارت ورود آل احمد به نقد پزشکی را در نیم قرن پیش از این، که تابویی به مراتب سخت تر را در قبال ورود به حریم مقدس مآبانه اطباء شاهد بودیم، نمایان می کند.
جلال در صفحه نه سنگی بر گوری اینگونه اخلاق حرفه ای و ارزشی جامعه پزشکی را به چالش می کشد: «طبیب متخصص پیر بود و شخصیت قصابها را داشت. با دکانی به همان کثافت. و دخترکی جوان به عنوان وردست. خیلی زیبا. گلی توی مرداب افتاده. و دیدم که دستگاه بوی خوشی نمی دهد . داد می زد که پیرمرد عمل جنسی را مدتها است که فقط با چشمش می کند… اما زنم که نمی توانست این را ببیند. چون خیلی حرف و سخن ها زده بودیم که به طبیب باید ایمان داشت و از این اباطیل …و چه تلقین ها و دلداری ها. انگار برای دعا گرفتن رفته بودیم. بار اول و دوم دوا و برای رنگ کردن لولهء تخمدان. ورقهء آزمایش و عکس برداری و بار سوم پای تخت عمل. جون در لوله تخمدان کمی انحراف دارد و یک تومور(!) هم فلان جاست همین جورامثل اینکه غدهء سرطانی گیر آورده ! تومورا! حرفش هم تن آدم را میلرزاند. با آن تجربه خواهرم و زنم داشت خودش را برای سرطان داشتن آماده می کرد…»
در جامعه شناسی پزشکی به مطالعه عواملی مثل ساختار سازمانی، روابط نقش، نظام های ارزشی، مناسک، و کارکردهای پزشکی به عنوان یک نظام رفتاری توجه می شود. یوسف اباذری به عنوان یکی از جامعه شناسان ایرانی که در دهه اخیر به موضوع جامعه پزشکی و نقد آن ورود یافته است معتقد است در زمان معاصر، پزشک مهم‌ترین رابطه‌اش با بیمار را از دست داده است و پزشکان به سمتی رفته‌اند که برای درمان، به جای بیمار تنها به عکس و آزمایش‌ها توجه دارند. این جامعه شناس گفتگوی میان پزشک و بیمار، دارو و دستگاه محوری جامعه پزشکی امروز به نقد می کشد و معتقد است گفتگوی بیمار و پزشک، ارتباطی به اخلاق ندارد بلکه برای شناسایی بیماری و آغاز روند درمان است که متاسفانه مغفول واقع شده است و درحال حاضر، پزشکان به سمتی رفته‌اند که برای درمان، بر مبنای انسان رفتار نمی‌کنند و تنها به عکس و آزمایش‌ها توجه دارند و آن را معیار قضاوت قرار می‌دهند، به همین علت است که به حرف بیمار گوش نمی‌دهند و در نهایت اینکه پزشک مهم‌ترین رابطه‌اش با بیمار را از دست داده و همه را به ماشین سپرده است.
البته جلال آل احمد، در مواجهه با موضوع نازایی و عقامت، رویکردی خردورزانه در پیش می گیرد و حتی پزشکی سنتی را نیز از تیغ تیز قلم خود مصون نگاه نمی دارد. جلال در بخشی از کتاب، بعد از اینکه از ناکارآمدی و بی اخلاقی پزشکی مدرن پرده بر می دارد، از تجویزهای نابخردانه سنتی برای حصول باروری رفع عقامت می نویسد: «… بعد از این فضاحت بود که رفتیم سراغ دوا درمانهای خانگی. هرچه بود بی ضرر بود . وخستگی هم در می کردیم. و بعد هم به این جواز می دادیم که با هر نسخهء دستنویس فلان پیرزن خانواده آرزوی یک شاخه از خانواده به پیشباز تخم و ترکه ما بیاید. و این خیلی خوب بود.جداب ترین قسمت قضیه.من اگر زندگی را از سر بگیرم در کوشش برای بچه دارشدن فقط به این قسمت اکتفا می کنم . چه آرزوها و چه خواب و خیال ها. چه نماز شب های مادرم چه ندر و نیازهای خواهرها…که ما همه را بعدها دانستیم. من در بحبوحه ی قضیه فقط آنقدرش را می فهمیدم که مثلا نزدیک به چهل روز مدام . روزی چهل نطفه تخم مرغ از خانه مادرم می آمد. حالا چه جور تهیه می کردند باشد. و من باید همه را می خوردم . خام خام .هیچ خورده اید؟ و این نسخه در خانواده ی ما خیلی اجر و قرب داشت. بخصوص که در مورد خواهرم اثری بخشیده بود. همان که به سرطان مرد. و خیلی بدجوری میشد اگر یک نسخه خانوادگی به این سادگی احترامش را می باخت. اگر در او اثر نکرده بود از کجا که در من نکند؟ قرن ها به این نسخه عمل کرده بودند و افاقه ها دیده بودند و معجزه ها و تخم و ترکه ها…» این تاخت جلال به طب سنتی، برخی پنداشت های باوری جامعه ایرانی را نیز به چالش کشیده است. البته این جلالی است که بنا به گفته ها در اواخر زندگی اش به صبغه صحیح همین باور ها رجعت می کند؛ لکن رجعت او شاید چندان قابل اعتنا نباشد، آنجا که در همین آخرین نوشته چاپ شده اش(که البته شاید خودش هم نمی خواسته به این شیوه چاپ شود) می نویسد: «… اصلا بدی کار این بود که درین قضیه هیچکاری را تا آخرش نرفتم . عوامانگی دواهای خانگی وقتی ظاهر می شد که از تکرار بیهوده ی اعمال جادو و جنبل مانند به جان می آمدم. راستش حوصله ام سر می رفت. عین دعایی که چهل بار باید خواند. در چنین مواقعی من همیشه وسوسه می شده ام که آخر چرا با سی و هشت بار نمی شود؟ و مگر چه فرقی هست میان این دو عدد؟ حتی اگر غرض دوام در کاری باشد. و یادم نیست بار سی و دوم بود یا سوم که زدم زیرش…».
در هر روی آخرین اثر جلال آل احمد ، به عنوان یک داستان ، حدیث نفس و اتوبیوگرافی انتقادی ؛ از خود و دیگری است و به جرات می توان گفت در جامعه ای نظیر جامعه ایران ؛ آنهم ایران نیم قرن پیش ؛ به نوبه خود کاری متهورانه بوده که جلال به خوبی از پسش برآمده است. کاری که در آن، پنداشت های سنتی مردسالارانه ، نقص های جامعه پزشکی، انگاره فرزند آوری و چندین و چند تابوی دیگر به چالش کشیده شده اند. / پایان.
ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

Notice: Undefined variable: post_id in /home/exireno1/domains/exireno.ir/public_html/wp-content/themes/ayramloo/single.php on line 104

Strict Standards: Declaration of zipGun_walker_comment::start_el() should be compatible with Walker_Comment::start_el(&$output, $comment, $depth = 0, $args = Array, $id = 0) in /home/exireno1/domains/exireno.ir/public_html/wp-content/themes/ayramloo/lib/comment_walker.php on line 121

Warning: mysqli::mysqli(): (HY000/1045): Access denied for user 'exirenoi_LDUser'@'localhost' (using password: YES) in /home/exireno1/domains/exireno.ir/public_html/comments_like_dislike/core/comments_like_dislike_core.php on line 67
Failed to connect to MySQL: (1045) Access denied for user 'exirenoi_LDUser'@'localhost' (using password: YES)