هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی « تاثیر شبکه ­های اجتماعی مجازی بر هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران» بوده است.

پژوهشگر: امید بهرامیان
مهمترین یافته این بررسی: شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، تویتر، مای اسپیس، گوگل پلاس و غیره هیچ نقشی در تقویت و یا تضعیف هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی (آذری، کرد، لر، بلوچ و ..) نداشته و همچنین این شبکه های اجتماعی مجازی هیچ نقشی در ترغیب دانشجویان به گرایش به جنبش های قومی احتمالی ندارد. به عبارت دیگر شبکه های اجتماعی مختلف باعث افزایش پتانسیل گرایش دانشجویان به جنبش های قومی (اعتراضی و شوری) نمی شوند.
عنوان: تاثیر شبکه­ های اجتماعی مجازی بر هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی « تاثیر شبکه ­های اجتماعی مجازی بر هویت قومی دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران» بوده است. استراتژی تحقیق از نوع قیاسی بوده و چهارچوب نظری تحقیق متشکل از یک نظریه ترکیبی بوده که مدل تد رابرت گر، برای شناسایی عوامل شکل­گیری هویت قومی، به عنوان مبنای نظری انتخاب شد است. روش تحقیق آن نیز از نوع پیمایشی مقطعی بوده و در دسته پژوهش های کاربردی جای داشته است. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده اند. حجم جمعیت نمونه پژوهش براساس جدول مورگان ۲۰۰ نفر تعیین شده که به صورت نمونه گیری خوشه ای انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات نیز پرسشنامه کتبی بوده است که در اکثر موارد برای سنجش مفاهیم موردنظر از طیف لیکرت استفاده شده است. متغیرهای اصلی تحقیق شامل: عضویت در شبکه های اجتماعی، میزان و چگونگی استفاده از آن، هویت قومی در سه بعد آگاهی، تعلق و تعهد به آن و نیز پتانسیل گرایش به جنبش قومی (بعنوان متغیر پیامدی هویت قومی)؛ و همچنین شامل سنجش نگرش دانشجویان به چهار متغیر ساختاری برجستگی و اهمیت قومی – فرهنگی، انگیزه‌های اقدام قومی– سیاسی، ظرفیت اقدام قومی­– سیاسی، فرصت‌ها و گزینه‌ها (ساختار فرصت) بعنوان فاکتورهای موثر در شکل گیری هویت قومی بوده است.
نتایج بررسی های تحقیق نشان داده است که ازبین همه شبکه های اجتماعی مجازی موجود، پاسخگویان درمجموع در شبکه های فیسبوک، گوگل پلاس، تویتر، کلوب، لینکداین، مای اسپیس عضو بوده اند و هیچ دانشجویی در شبکه های دیگر عضو نبوده است. دراین میان، نحوه عضویت دانشجویان بررسی شده در این شبکه ها نیز به این شکل بوده است که دربین ۲۰۰ نفر بررسی شده، ۶۵.۵درصد افراد عضو فیسبوک بوده اند درحالی که ۱۳ درصد با اسم مستعار و ۵/۵۱ درصد نیز با هویت واقعی عضو آن بوده اند. اما براساس این آمار ۵/۸۹ درصد دانشجویان عضو گوگل پلاس نبوده و تنها ۱ درصد با هویت مستعار عضو آن بوده اند و ۵/۹ درصد نیز با هویت واقعی عضو این شبکه بوده اند. اعضای تویتر نیز تنها ۹ درصد افراد را شکل داده که دراین بین ۴ درصد با اسم مستعار و ۵ درصد با اسم واقعی عضو آن بوده اند. اما اعضای کلوب به ۱۴ درصد می رسد که از این بین بالغ بر ۱۱ درصد دانشجویان با اسم مستعار وارد این شبکه شده اند و تنها ۳ درصد با هویت واقعی به عضویت آن درآمده اند. درمورد شبکه اجتماعی لینکداین نیز ۷ درصد عضو واقعی آن بوده و ۹۳ درصد در آن عضویت ندارند. درنهایت تمام اعضای شبکه مای اسپیس تنها دو نفر بوده اند. بنابراین به ترتیب میزان اعضای شبکه، شبکه فیسبوک با ۵/۶۴ درصد بیشترین افراد را در عضویت خود داشته است و در مرحله بعد شبکه اجتماعی کلوب با ۱۴ درصد و در مرحله بعدی شبکه اجتماعی گوگل پلاس و تویتر، به ترتیب با ۵/۱۰ و ۹ درصد قرار گرفته و درنهایت لینکداین و مای اسپیس قرار دارند. بیشترین استفاده به ترتیب مربوط به شبکه اجتماعی فیسبوک، گوگل پلاس، شبکه تویتر، شبکه اجتماعی کلوب و در نهایت شبکه لینکداین بوده است.
متغیر هویت قومی بعنوان متغیر وابسته تحقیق متشکل از سه بعد آگاهی، تعلق و تعهد به هویت قومی بوده است. میانگین هویت قومی دربین دانشجویان بررسی شده، برابر با ۴/۷۳ در مقیاس صفر تا صد بوده است که میزان بالایی را نشان می دهد. پتانسیل گرایش به جنبش های قومی نیز بعنوان متغیر پیامدی هویت قومی و با هدف سنجش میزان رغبت دانشجویان به گروه ها، جریان ها، کمپین و احزاب سیاسی قومیتی سنجیده شده است. میانگین توزیع آن دربین افراد بررسی شده ۶۶ در مقیاس صفر تا صد بوده است.
دربخش نتایج تحلیلی مقایسه دانشجویان دو دانشکده براساس هویت قومی و ابعاد آن نشان داده است که دانشجویان دو دانشکده تفاوتی در شدت هویت قومی با هم نداشته اند. اما نتایج نشان داده است که دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی به میزان ۹ درصد، پتانسیل بیشتری برای گرایش به جنبش های قومی دارند. درمورد رابطه بین رشته تحصیلی و هویت قومی نیز نتایج بدست آمده نشان می دهد که رشته تحصلی نقشی در شدت هویت قومی و ابعاد آن نداشته است.
بررسی نتایج تحقیق نشان می دهد که عضویت و استفاده از شبکه های اجتماعی مختلف بصورت کلی، تاثیری بر عوامل شکل گیری هویت قومی در نظریه تد رابرت گر ندارد. این عوامل عبارت اند از: اهمیت و برجستگی قومی – فرهنگی، ظرفیت و انگیزه اقدام قومی – سیاسی و فرصت ها و گزینه های قومی. هرچند بررسی موردی شبکه های اجتماعی و تاثیر آنها بر تک تک این عوامل نشان می دهد که تنها عضویت و استفاده از شبکه اجتماعی کلوب در فراهم آوردن عامل های ذکر شده نقش مثبت داشته است و استفاده از فیسبوک هم ظرفیت اقدام قومی را افزایش می هد. اما تعداد این موارد بسیار ناچیز است؛ بنابراین این گزاره های نظری مربوط به این بخش از مدل و چهارچوب نظری تایید نمی شوند و نمی توان بین استفاده از شبکه های اجتماعی و عوامل واسط شکل دهنده هویت قومی ارتباط تجربی برقرار کرد.
همچنین برعکس آنچه در مدل نظری مورد توجه بوده است، شبکه های اجتماعی بطور کلی در رابطه با تقویت هویت قومی و ابعاد آن نیز دربین دانشجویان اقلیت های قومی دانشکده های علوم اجتماعی و فنی، نتوانسته اند نقش فاحشی ایفا کنند. هرچند بصورت موردی در اینجا نیز تنها عضویت در شبکه اجتماعی کلوب باعث تقویت هویت قومی و بعد تعهد قومی آن شده است. از طرف دیگر دربین تمام شبکه های اجتماعی تنها عضویت در شبکه های اجتماعی فیسبوک و کلوب در افزایش پتانسیل گرایش دانشجویان به جنبش های قومی نقش داشته اند و باقی شبکه ها هیچ نقشی در این باره ایفا نکرده اند. بنابراین به این نتیجه می رسیم که شبکه های اجتماعی به خودی خود باعث فراهم آمدن زمینه شکل گیری هویت قومی نمی شوند و اصلاً نمی توانند بدون دخالت متغیرهای دیگر در شکل گیری جنبش قومی نقش داشته باشند. بلکه تقویت هویت قومی و نیز شکل گیری جنبش قومی از طریق شبکه های اجتماعی بشدت متاثر از دنیای آفلاین می باشد. این فاکتورها و متغیرهای دنیای آفلاین هستند که هویت قومی را شکل می دهند و زمینه جنبش های قومی را فراهم می کنند و شبکه های اجتماعی تنها زمانی قادر خواهند بود در این فرآیند شکلگیری جنبش قومی نقش ایفا کنند که فاکتورهای اصلی آن در دنیای آفلاین فراهم آمده باشد و درواقع فضا و جو لازم ایجاد شده باشد. همچنین براساس مدل نظری تد رابرت گر، چهار فاکتور اصلی بشدت بر هویت قومی و شکل گیری آن تاثیر دارند. نتایج تجربی رگرسیونی نیز نشان داده است که در بین این چهار فاکتور فوق ذکر، سه عامل ظرفیت اقدام قومی – سیاسی، برجستگی قومی – فرهنگی و انگیزه اقدام قومی – سیاسی بر هویت قومی تاثیر مثبت دارند و بیش از ۶۷ درصد تغییرات هویت قومی را تبیین می کنند.
درنهایت براساس نتایج تحقیق پیشنهاد می شود که با توجه به مدیرت داخلی شبکه شبکه کلوب و نقش آن در تقویت هویت قومی و مکانیزمهای شکلگیری هویت قومی، کارکردها و محتواهای عرضه شده در این شبکه و نحوه دسترسی به آن مورد بازبینی قرار داده شود. یکی دیگر از پیشنهادات اجرایی، توجه به وجوه هویت قومی اقلیت های قومی در رسانه های دولتی، مخصوصاً رسانه های دیداری و شنیداری می باشد. یکی از راهکارهای بازنمایی مناسب هویت قومی، راه اندازی رسانه های دیداری و شنیداری به زبان های اقلیت های قومی، با محوریت هویت متعادل قومیت ها و همسو با هویت جامعه ای (ملی ایرانی) است. چراکه احساس محرومیت نسبی قومی هم در دنیای آفلاین و هم در دنیای مجازی و آنلاین بر نگرش افراد نسبت به مدیران رسانه ای و فرافکنی آن تا سطح سیستم حکمرانی مرکزی و نارضایتی و شورش قومی، تاثیر می گذارد. بنابراین یکی از پیشنهادات اصلی، محرومیت زدایی قومیتی علاوه بر وجوه اقتصادی و اجتماعی آن، در سطوح فرهنگی – شناختی و رسانه ای می باشد.
همچنین تولید محصولات فرهنگی با محتوای روابط بین فرهنگی و بین قومی، در راستای تقویت هویت ملی و نیز با برجسته نمایی وجوه مشترک فرهنگی، ضروری می نماید.
و درنهایت، باتوجه به نتایج بدست آمده از عدم تاثیر شبکه های اجتماعی بر هویت قومی، لازم است در سیاست های مرتبط با شبکه های اجتماعی و جنبه های قومیتی آنها بازنگری و تلطیف لازم اعمال شود.

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها