شرح یک بیت از «عماد الدین نسيمي» شاعر بزرگ آذربایجان - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو
 «عمادالدين سيد علي حسيني نسيمي» كه به روايتي اورموي نيز است، بزرگترين نماينده مكتبي است كه حروفيه خوانده شده است. او حدود 600 سال پيش از اين زندگي كرده است.

به گزارش اکسیر نو، عمادالدین نسیمی، فضولی، بغدادی و… از نام آورانی هستند که نسل جدید با زندگی، کتاب ها و اشعار آنها آشنایی ندارد. اینک تنها یک بیت از یکی از غزلیات او را انتخاب کرده و با «بهرام اسدی» نویسنده و پژوهشگر ادبیات و فولکلور آذربایجان گفت وگویی داشتیم تا به این ترتیب اندکی به عمق تفکر و ژرفای تخیل نسیمی سرک بکشیم.

« کیم کی زولفوندن خیالین باغلادی کؤنلونده اوْل *** راهب دیر اولدو اوندان اؤزگه زنّار ایسته‏مز»

آشنایی با معنای لغت

این پژوهشگر فواکلور و ادبیات آذربایجان با بیان اینکه برای معنی کردن شعر باید با برخی کلمات  مفهوم آنها آشنایی بیشتری در مخاطب ایجاد شود، گفت: در این شعر لغاتی مانند زلف، کؤنول، راهب، زنار و… به کار رفته است و معنی هر کدم به قرار زیر است:

زلف : در اشعار زلف را گاهی به آبشار تشبیه کرده ‏اند گاهی به باران و این تناسبی دارد با نعماتی که از آسمان فرود می‏آید. گاهی سیاهی زلف را به شب تشبیه کرده‏اند و افتادن زلف روی صورت را به مستولی شدن شب به روز یا رفتن آفتاب به پشت ابر تعبیر نموده‏اند. اینها نشان از کدورت و تیرگی می‏باشد که در معنایی عرفانی می‏تواند تیرگی و کدر بودن جسم نیز باشد که همانند ابرهایی مانع مشاهده صورت جمیل و شاهد معنی و حقیقت لطیف می‏ شود با رفع و امحای آن، حقیقت جلوه‏گر و قابل لمس می‏گردد. زلف در این معنی خود با معنی اولی که از آن بیان کردیم یعنی نعمات باز هم در تناسب است زیرا گاهی همین نعمت‏ ها مانع دیدار جمال جانان می‏ گردند و غرق شدن در نعمت ها خود می‏تواند حجاب اکبری باشد مقابل دیدار حق.

کؤنول: دل و نه این قلب صنوبری. دل در عالم عرفان وسعت و عظمت خارق‏ العاده ‏ای دارد. خداوند متعال با آن عظمت و جلالی که دارد و محیط بر کل عالم است می‏ تواند در دل مؤمن جا بگیرد. 

راهب: کسی است که رهبانیت اختیار کرده، گوشه‏ نشینی و عزلت گزیده است. رهبانیت در اسلام منع شده است) لا رهبانیه فی‏الاسلام (ولی برای مدت معینی )و نه همه عمر( با اسامی دیگری توصیه شده است که اعتکاف نمونه‏ ای از آن است و رفتن پیامبر اکرم به غار حرا و خلوت‏نشینی در آن محل و ۲۵ سال خانه‏ نشینی و عزلت مولا علی علیه‏ السلام نمونه‏ های دیگری از همین مقوله ‏اند.)

دیر: محل تجمع و عبادت ترسایان است و در دیدگاه عرفانی با مسجد و بتکده و…تفاوتی ندارد. نسیمی می‏گوید:

« مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است * ای رها کرده ره کوچه ما خانه یکی است

چشم احول ز خطا گر چه دو بیند یک را * روشن است اینکه دل و دلبر و جانانه یکی است»

زنّار: طناب یا کمربندی بوده که ترسایان برای متمایز شدن از مسلمانان به کمر خود می‏بسته‏اند.

شرح بیت

اسدی در شرح بیت، ابتدا به ترجمه آن پرداخت و اظهار کرد: «هر کسی خیالش را با زلف تو(یا او) بست در دل راهب دیر شد و غیر از آن زناری نمی‏ طلبد). زلف چیزی مادی است و خیال مقوله‏ای معنوی و ارتباط دادن این دو با هم به صورتی که دور خیال را با تار زلف ببندند و تشبیه آن به زنار بستن ترسایان نشان از تخیل عالی و علو تفکر نسیمی دارد.

وی افزود: این تار زلف می‏تواند بارقه‏ای از نعمات خداوندی باشد که عارف با مشاهده آن یعنی با مشاهده گوشه‏ای از نعمت های خداوندی همه تخیل خود را در مورد آن به کار می‏گیرد ولی با این حال به جایی نمی‏ رسد و جهت تفکر بیشتر به گوشه‏ نشینی و عزلت روی می‏آورد و غیر از آن تفکر، دنبال کار دیگری نمی‏رود و این همان است که صائب تبریزی چند قرن بعد از نسیمی به صورتی دیگر بیان کرده است:

 «یک عمر می‏ توان سخن از زلف یار گفت * در بند این مباش که مضمون نمانده است.»

 این پژوهشگر ادامه داد: معنی دیگری نیز از بیت بر می‏آید و آن این است که هر کسی غرق در نعمت‏ها شود و دور خیالش را با آنها ببندد یعنی تخیلاتش را محدود به آنها نماید گمراه می‏شود و غرق شدن در نعمت ها می‏ تواند باعث فراموشی صاحب نعمتها گردد در این حالت نیز شخص به غیر از آنچه دارد به چیز دیگری فکر نمی‏ کند و غیر از آن زنار دیگری نمی‏طلبد.

اسدی در ادامه ابراز امیدواری کرد که آثار بزرگان ادبیات ما که از بزرگان ادبیات جهان به شمار می‏روند و نسیمی یکی از قله ‏های آن است مورد تدقیق و بررسی تفصیلی اهل ادب و هنرمندان و اهل فضل و کمال قرار گیرند زیرا هر جمله آنها دریایی است و دریایی معنی در خود دارد.

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

1 دیدگاه:

دیدگاه‌های غیرقابل انتشار: 0 دیدگاه‌های منتشر شده: 1
    • دیدگاه اولدوز در شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۹۴ در ساعت ۹:۴۰ ب٫ظ

      ضمن تشکر از مطالب سودمندتان، هم خوشحالم که به شرح آثار بزرگان ادبیاتمان پرداخته میشه و هم ناراحتم که چرا اینقد کم؟ ما بیش از اینها به استادانی همچون نسیمی و فضولی مدیونیم ، خیلی بیشتر

      0 پاسخ

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها