حسین سیوانی – همه صاحب نظران و اندیشمندان علوم سیاسی اجتماعی و اقتصادی بر این قول متفق اند که جامعه ی ایران را سوء روندها ، گسست های اجتماعی و عوامل گسیختگی ، مرجعیت زدایی از گروه های مرجع ، بحران های اخلاقی و ارزشی ، انزوای نخبگان علمی و سیاسی ، افسردگی و یأس اجتماعی و سیاسی ، فرسایش اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی ، فساد ، احساس تبعیض ، بحران های اقتصادی و زیست محیطی ، بحران هویت و …. تهدید می کند .
مسائل ‌و موارد ذکر شده در اندازه هایی هستند که حتی احساس و‌ وجدان عمومی آنها را بیش از حد موجود می انگارند و  این احساس و باور  خود یک معضل و‌مسئله ی مهم تری است .

در این یادداشت قصدم این خواهد بود با اشارت و توجه به نشانه ها و عوامل ذکر شده ی بحران ساز و از هم گسیختگی ، اهمیت نهادها ، اعتماد نهادی ، نهادمندی  و سازمان یابی  را یادآور شوم که کارکرد نادرست و یا ناکارآمدی آنها تا چه حد می تواند موجبات گستردگی بحران‌ها و لاینحل شدن شان را فراهم آورند  .
از طرفی دیگر ضعف و‌ناکارآمدی نهادها موجب فقدان نهادمندی و مانع سازمان یافتگی نیروهای سیاسی ، اجتماعی و‌اقتصادی شده و این مسئله باعث در هم ریختگی در عرصه های سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی و سبب ساز اجرا نشدن و عدم رعایت قواعد مشترک بازی برای بازیگران می گردد .
وقتی سازمان ها و  نهادهای قدرتمندی در صحنه وجود نداشته باشند در عمل قواعدی برای هدایت ، کنترل و مهار جامعه و گروه ها و طبقات اجتماعی در عرصه های مختلف وجود نخواهد داشت  لذا گروه ها و طبقات هر کدام قواعدی جعلی برای خود تعریف می کنند و نتیجه درهم ریختگی و گسست های گسترده و …. خواهد بود .
علاوه بر آنچه ذکر شد بازیگران واقعی از صحنه حذف و بدل کاران صحنه را پر می کنند ‌و…

من بیشتر سخنم را روی فقدان نهادمندی سیاسی متمرکز می کنم در عین حال که اهمیت این فقدان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی را هم باید در یادداشت های دیگر متذکر شد .
خلاصه عرض می کنم که نبود احزاب به معنای واقعی و سستی نهادهای سیاسی موجب شده است که بیشتر بدلکاران سیاسی در صحنه حضور فعال داشته باشند ‌و این موضوع در گستره ی استانی ‌‌و شهرستانی نمود بیشتری دارد .
بدلکاران سیاسی کسانی هستند که سیاست شناس نیستند ، قواعد اجتماعی و سیاسی را نمی شناسند ، مهارت سیاسی به این معنا که منازعات سیاسی را تبدیل به مفاهمه کنند ندارندو‌… ، سیاستمداری را هم نمی شناسند و …. بلکه سیاست بازند . اینگونه کسان بیشتر تظاهر به هواداری از کسی یا شعاری می کنند  ، قالبی و‌کلیشه ای می اندیشند و در عمل مخالف هر گونه تغییر و اصلاح اند و در اصل ماهیت تغییر و اصلاح ‌و قواعد و الزامات آن را در نمی یابند . چنین افرادی در ماهیت و بطن شخصیت و رفتار خود بیشتر دغدغه ها و منافع کلیشه ای خود را در عرصه ی سیاست بازی دنبال می کنند و آن را به نام سیاست ورزی جا می زنند . مهم فقدان شناخت ، مهارت و دانش نیست بلکه مهم این است دغدغه های شخصی خود را بدون بهره مندی از هر گونه انصاف ، منطق و‌مبنایی به دیگران و‌ فضای سیاسی و‌اجتماعی تحمیل می کنند و فضایی بوجود می آورند که در نهایت طرف مقابل شان که در معرکه باقی می مانند همان از جنس خودشان بشود  و …

تردید نداشته باشیم که چنین افرادی بدون اینکه خودشان بدانند و‌حتی بخواهند حتماً افرادی تندرو و رادیکال و‌خشونت ورز خواهند بود هر چند اگر خشونت فیزیکی نورزند . نتیجه ی چنین رفتارهایی معرکه بازی و معرکه سازی است و دست زدن به نفی و اثبات مطلق و اگر توفیق نیابند دست به تخریب ، دسیسه چینی خواهند زد و …

سیاست بازان هرگز نخواهند توانست خودشان را با نظام فرهنگی و ارزشی ، منافع و امنیت ملی ، حقوق عمومی ‌اجتماعی ، حفظ کرامت و عزت انسانی و رعایت آبروی انسان‌ها و … تطبیق دهند .

اینگونه افراد هیچ دریافتی از قواعد و قوانین حاکم بر سیاست ‌جامعه ، مشارکت سیاسی و اجتماعی ، یأس اجتماعی و سیاسی ، انزوای اجتماعی ، کاهش اعتماد عمومی ، از هم گسیختگی اجتماعی ، سرمایه اجتماعی ، کنش اجتماعی و سیاسی ، نظم سیاسی و اجتماعی و …. ندارند . همچنین است به توزیع ناعادلانه ی منابع ملی ، مدیریت امور شهری ، آسیب های اجتماعی ، مطالبات عمومی ، توسعه ی نامتوازن ، معضلات و مشکلات جوانان و زنان و …. اصلا ً توجهی نداشته  و نمی توانند داشته باشند  … سیاست بازی و سیاست بازان همه چیز را سیاسی کرده و  ‌‌به همه چیز رنگ سیاسی پاشیده اند آن هم رنگی که خود دوست دارند و چه خسارات جبران ناپذیری تحمیل کرده اند اما و‌ در عوض فضا را برای بهرمندی و سوء استفاده ی بزرگ سیاست بازان حرفه ای آماده کرده اند و …  ختم سخنم اینکه اگر باید تأمل و درنگ کنیم در مسیری که طی کرده  و‌نتایج خسارتباری که بوجود آورده ایم و اگر قصد جدی گرفتن تهدیدات راداریم.

و اصلاح ِ صلاحات و اصولگرایی و …  ضروری می دانیم ؛ به کارکرد نهادها ، نهادمندی و نهادسازی ، سلب اعتماد گسترده از نهادها و رهانیدن عرصه از دست سیاست بازان باید فکری کرد همانگونه که در تمام عرصه ها از اقتصاد ‌‌جامعه و فرهنگ … باور کنیم یکی از عوامل بحران و از موانع جدی کشور همین مسئله است . / جاده تجارت

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها