از خانواده که بگذریم مهم‌ترین نهادهایی که با کودک و مسائل کودکان سروکار دارند به ترتیب زمانی سازمان بهزیستی و وزارت آموزش‌وپرورش هست. نگارنده مروری بر آیین‌نامه‌های استخدام و ارزشیابی مربّیان مهدکودک‌ها و کادر آموزشی مدارس داشته؛ هرچند در مورد به‌کارگیری نیروی انسانی مرتبط با کودکان در این دو نهاد ضوابط و آیین‌نامه‌هایی وجود دارد امّا این ضوابط چه ازلحاظ ماهیتی و چه ازلحاظ عملیاتی مشکلات زیادی دارند و ما استانداردهای دقیق و کاربردی دراین‌باره نداریم.

امید بهرامیان – فعال مدنی

از خانواده که بگذریم مهم‌ترین نهادهایی که با کودک و مسائل کودکان سروکار دارند به ترتیب زمانی سازمان بهزیستی و وزارت آموزش‌وپرورش هست. نگارنده مروری بر آیین‌نامه‌های استخدام و ارزشیابی مربّیان مهدکودک‌ها و کادر آموزشی مدارس داشته؛ هرچند در مورد به‌کارگیری نیروی انسانی مرتبط با کودکان در این دو نهاد ضوابط و آیین‌نامه‌هایی وجود دارد امّا این ضوابط چه ازلحاظ ماهیتی و چه ازلحاظ عملیاتی مشکلات زیادی دارند و ما استانداردهای دقیق و کاربردی دراین‌باره نداریم.

در مورد به‌کارگیری مربّیان مهدکودک که زیر نظر سازمان بهزیستی هست ضوابطی وجود دارد که بیش‌تر جنبه بوروکراتیک داشته و توجّهی به پیشینه رفتاری و وضعیت روانی داوطلبان مربیگری نمی‌شود، از طرف دیگر هم کم و کیف دوره‌های آموزشی و ارزیابی صلاحیت‌های روانی و رفتاری مربّیان اصلاً مناسب نیست.

در مورد مدارس هم دو گروه معلّمان و راننده‌های سرویس مدارس بیش‌تر از سایرین با کودکان در ارتباط‌اند. در مورد رانندگان مجلس آیین‌نامه‌ای را تنظیم کرده که بجای مسائل روان‌شناختی و پیشینه رفتاری و اخلاقی رانندگان بیش‌تر به مؤلّف‌های سنّی، سابقه رانندگی، اولویت تناسب جنسیت راننده با دانش‌آموز، وضعیت تأهّل راننده و موارد از این قبل توجّه داشته و هیچ آزمایش و مصاحبه یا آزمون روان‌شناختی و رفتاری از متقاضیان گرفته نمی‌شود.

در مورد استخدام و ارزشیابی معلّمان هم مشکلات بسیار زیادی وجود دارد: گروهی از معلّمان ما از مراکز تربیت معلّم فارغ‌التحصیل می‌شوند درحالی‌که معیار پذیرش آن‌ها در این مراکز صرفاً رتبه کنکور و یک مصاحبه چنددقیقه‌ای از داوطلب و یک تحقیق محلی عموماً سیاسی و اخلاقی هست. ازلحاظ محتوای آموزشی هم بیش‌تر دروس تربیت معلّم جنبه نظری داشته و خیلی کم به مسائل رفتاری، اصول تدریس و رفتار با کودک و موارد فرهنگی توجّه شده، ما در مورد استخدام معلّمان حتّی به تفاوت‌های فرهنگی و محیطی هم توجّه نداریم.

دسته دیگر ای معلّم‌های ما از طریق آزمون استخدامی و بدون گذراندن دوره‌های توجیهی پرمحتوا جذب می‌شوند، این دسته اساساً دروس شیوه‌های تدریس و رفتار با کودکان را نگذرانده‌اند و هرچند بر روی کاغذ یک‌رشته ضوابط و صلاحیت‌های جسمی و روانی را برای گزینش معیار قرار دادند امّا در عمل اکثر موارد آیین‌نامه‌ای ارزیابی نمی‌شود، مخصوصاً در بحث سلامت روان. توی فرآیند جذب این نیروها هم صرفاً نمره کتبی و یک مصاحبه کوتاه بیش‌تر عقیدتی و یک سری تحقیقات محلی سیاسی عقیدتی معیار قرار داده می‌شود و خیلی از موارد آیین‌نامه‌ای ازجمله کنترل سلامت جسمی و روحی روانی آن‌ها مورد اغماض قرار می‌گیرد.

واقعیت این است که در کشور ما

  • تأکید عملی روی سلامت جسمی هست درحالی‌که در کشورهایی مانند آلمان و انگلیس تأکید بیش‌تر روی بعد روانی سلامت معلّمی است.

در کشوری مثل کانادا جذب معلّم بر مبنای ترکیبی از شرایط تحصیلی و شخصیتی مثل علاقه به کودک علاقه به تدریس، اظهارات شخصی و مصاحبه برای تشخیص انگیزه، اشتیاق، مهارت‌های ارتباطی و تعاملی و شخصیتی و سایر موارد روان‌شناختی و رفتاری است.

یا در آلمان باید ۷ سال تحصیلات دانشگاهی بگذرانند، یک دوره دوساله کارورزی و یک سال هم ‌دوره آزمایشی دارند. در همه این دوره‌ها هم چندین بار موردسنجش قرار می‌گیرند، جالب اینجاست که برعکس ایران دروس تخصّصی در این کشورها اختیاری هست درحالی‌که مواردی مانند روان‌شناسی کودک، روش تدریس، مهارت‌های ارتباطی با کودکان و موارد دیگر از دروس الزامی هستند.

در ژاپن هم سه دوره آزمون کتبی، آزمون عملی تدریس و یک دوره دوساله کارآموزی دارند، همزمان چندین بار صلاحیت روحی، مهارتی و علمی معلّم ارزیابی می‌شود و یک تا ۵ سال در دوره آزمایشی قرار می‌گیرد و قابلیت‌های حرفه‌ای معلمین ارزیابی می‌شود.

با این اوصاف، ما در زمینه استانداردها مشکل‌داریم و باید به یک چارچوب استاندارد برای جذب نیروی مرتبط با کودکان برسیم و امیدوارم که در این حوزه با اجماع نظر تا با هم‌فکری به نتایج خوبی برسیم.

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها