چندی قبل فیلم کوتاهی از برخورد دستوری و ناپسند فرماندار یکی از شهرستان‌های اصفهان (گلپایگان) با خبرنگار یکی از رسانه‌های جمعی، در شبکه‌های اجتماعی منتشرشده که هرچند دیگر رویدادی با ارزش خبری « عجیب و استثنا» نیست- چراکه تابه‌حال ازاین‌دست رفتار ناپسند با خبرنگاران و حتی فراتر از آن، یعنی برخورد فیزیکی و... بسیار دیده‌شده است- اما بیننده را بی‌اختیار به یاد رفتار برخی مسئولان دوره‌های گذشته می‌اندازد که خود را قیم و همه‌کاره مردم حوزه مأموریت خود پنداشته و در همه شئون آنها، به خود حق دخالت، دستور و نهی می‌دادند!

شفیع بهرامیان – دکترای علوم ارتباطات- چندی قبل فیلم کوتاهی از برخورد  دستوری و ناپسند فرماندار یکی از شهرستان‌های اصفهان (گلپایگان) با خبرنگار یکی از رسانه‌های جمعی، در شبکه‌های اجتماعی   منتشرشده که هرچند دیگر رویدادی با ارزش خبری « عجیب و استثنا» نیست- چراکه تابه‌حال ازاین‌دست رفتار ناپسند با خبرنگاران و حتی فراتر از آن، یعنی برخورد فیزیکی و… بسیار دیده‌شده است- اما بیننده را بی‌اختیار به یاد رفتار برخی مسئولان دوره‌های گذشته می‌اندازد که خود را قیم و همه‌کاره مردم حوزه مأموریت خود پنداشته و در همه شئون آنها، به خود حق دخالت، دستور و نهی می‌دادند!
چندی‌پیش هم فیلمی از جلسه ستاد بحران استان کرمان منتشر شد که در آن استاندار به‌عنوان رئیس جلسه، در حضور همه مدعوین، دو مدیرکل این استان را از جلسه اخراج کرد. سرپرستان امور شعب بانک صادرات گلستان و لرستان نیز مدتی قبل توسط استاندار این استان‌ها، مقابل چشمان مردم و مسئولان، از جلسه اخراج شدند، اتفاقی که برای «آقای دوربینی» مشهور نیز بازتکرار شد؛ به‌عبارتی، سالانه ده‌ها مورد از این سنخ اقدامات و رفتارها در استان‌های مختلف کشور اتفاق افتاده و می‌افتد و مشاهده چنین مسائلی، دیگر تبدیل به اموری تکراری و معمولی شده است.
چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی که گفتمان اصلی و آمالش جابجایی کاخ و کوخ‌نشینان و یا به‌عبارتی از برج عاج پایین آوردن مسئولان و تبدیل مردم طبقات فرودست و مستضعف به ولی‌نعمتان مجریان امر بود، برای تبیین نظری این سنخ رفتار برخی از مسئولان البته باید به آسیب‌شناسی نظام آموزشی و مدیرپروری در همه این سال‌ها، پرداخت.
به نظر می‌رسد در این ۴ دهه، از طریق نهادهای رسمی آموزش و مسئول اجتماعی کردن مردم، روندهای موجود دستگاه فربه و عظیم بروکراسی اداری و همچنین رسانه‌های جمعی، وضعیتی مبتنی بر حق دستور و خودحق‌پنداری مطلق در برخی از صاحب‌منصبان و همچنین حالتی از تسلیم، اطاعت محض و پذیرش بی‌چون‌وچرای دستور مافوق در برخی از کارکنان و طبقه متوسط غالباً اداری را پدید آورده است که این وضعیت، اکنون در این سنخ مدیران باعث رفتارهای پرخاشگرانه شده، به‌صورتی که اینان- فارغ از حق یا ناحق بودنشان-چنین بی‌محابا و در انظار عمومی، خارج از عرف مرسوم، پرخاش‌جویانه، دیگران را تهدید نموده و یا از جمع اخراج نمایند.
تحلیل این رفتار را می‌توان البته با نظریه‌های جامعه‌شناختی چون « خشونت نمادین» «پیر بوردیو» تبیین کرد، خشونتی که البته آشکار نیست اما در تاروپود برخی مسئولان به صورتی ناخودآگاه رسوخ می‌یابد و به اشکال مختلف دستور- اطاعت، بروز می‌یابد و با کمترین مقاومتی، آن روی دیگر خود را عریان و آشکار می‌سازد.
یا شاید بتوان نظریه «ایزنشتات» در مورد فرایند دگرگونی اجتماعی در جوامع مدرن را که به‌نوعی اشاره به تقابل منابع مشروعیتی سنت و مدرن در کشورهای در حال گذاری چون ایران دارد مبنایی دانست که در آن، برخی افراد خود را در چنان جایگاهی می‌بینند که بروز هر نوع خشونت را برای خویش، مشروع و موجه می‌دانند.
ریشه و دلیل اینگونه رفتارها هرچه که باشد؛ اکنون و در شرایطی که آگاهی توده مردم افزایش چشمگیری یافته و قواعد و قوانین متعددی برای دفاع از حقوق شهروندی آحاد مردم تدوین و تصویب‌شده است، بجاست که راهبردی صحیح برای افزایش آستانه تحمل نقد و زدودن این سنخ رفتارهای قیم‌مآبانه و عمودی پاره‌ای از صاحبان دستور، بالأخص در استان‌ها که فراوانی اینگونه رفتارها در آن بیشتر از مرکز است؛ اتخاذ شود تا هیچ نقطه از ایران عزیز، شاهد تکرار چنین صحنه‌های ناپسندی از روابط نامتقارن و یک‌سویه مسئول- شهروند، در نظامی که همه افتخارش نوکری مردم است، نباشد.

منبع : دو هفته نامه جاده تجارت

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها