نوبت بازی بچه هاست! - پایگاه تحلیلی خبری اکسیرنو
آروم دستمو روی سری اولی کشیدم و بهش گفتم این پول رو بگیر و برو از اون مغازه یه توپ بگیر بیار بده به این بچه ها که توپ شون رو پاره کردید. اون ام خوشحال شد و آوازخون رفت تا توپ بخره!
داشتم از کوچه رد می شدم که دیدم دو تا نوجوان، اومدن و توپ بچه های کوچک تر از خودشون رو گرفتن و پاره کردن. بعد  هر هر زدن زیر خنده!
 
کمی جلوتر رفتم و دیدم، دارن با همدیگه در مورد انتخابات بحث می کنن! (البته با همان لحن و رفتار شیطنت آمیز و کمی خبیسانه)
 
اولی می گفت: عده ای جوان پیدا شدن که با پول و شهرت خانوادگی دارن برا انتخابات آماده می شن.
 
دومی گفت: اینا همین دیروز بود که به حمایت مردم پشت کردند و علیرغم خواست مردم و برای امیال خودشون وارد کارزار دیگه ای شدن!
 
اولی گفت: بابا اینا خودشون توان حرف زدن ندارن! شنیدم برا خودشون سخنگو هم انتخاب کردن.
 
دومی گفت: آخه سخنگوشون هم بچه اس بابا! مطمئنم اگه این طرف بره تهران گم میشه! (بعد هر دو زدن زیر خنده!)
 
نزدیک اونا شدم؛ علیرغم اینکه ازم کوچیک تر بودن، رفتم پیششون باهاشون سلام و احوالپرسی کردم؛ گفتم: میشه منم وارد بحثتون شم؟!
 
همین که اولی با سرش تایید کرد، دیگه منتظر دومی نشدم و با لحنی آروم چنتا سوال پرسیدم!
 
پرسیدم: جوان بودن این نامزدهای انتخاباتی ناراحتتون می کنه یا شهرت و معروفیت خانوادگی شون؟
 
دومی گفت: هر دو!
 
گفتم: آره شایدم حق با تو باشه! چون بزرگترهات بهت نگفتن که همین انقلاب حاصل شجاعت جوان هایی بود که با رهبری حضرت امام اومدن پای کار! چون نمیدونی که اولین فرماندهان جنگ سردارهای جوانی بودن امثال آقا مهدی باکری و باقری و همت و صدها فرمانده دیگه که البته در راس شون هم فرمانده سپاه کشور تو اون اوضاع قارشمیش، سردار جوانی بود مثل خودشون به نام آقا محسن رضایی.
 
ادامه دادم: از شهرت خانوادگی شون چرا ناراحتی دیگه؟ مگه خدایی ناکرده ازشون بد می گن؟ یکی پیدا شده به این شهر خدمتی کرده؛ حالا اگه از خانواده اون یکی دیگه آستیناش رو بالا بزنه که خدمت کنه، جرم کرده؟!!
 
(دیدم اولی به گوش دومی میگه: خب راست میگه ها)
 
دومی زود و با لحنی عجولانه برگشت پرسید: خب اینا همین دیروز بود که به حمایت مردم پشت کردن و علیرغم خواست عموم وارد انتخابات دیگه ای شدن! نه؟ بد نکردند؟
 
گفتم: اولا اینکه فرصتی پیش بیاد تا جوان ها به این نتیجه برسند که می تونن وارد پست های کلیدی بشند، هیچ ایرادی نداره! ثانیه، خواست عمومی مردم این بود که استعفا ندن؟! این مردمی که شما می گید کجا همچین اعلامی داشتن؟ اصلا گیرم داشتن، به نظرت خوب نیست که قضاوت شخصی رو به قضاوت عمومی تعمیم ندیم؟!
 
باز دوباره اولی آروم گفت: راست میگه دیگه من که نشنیدم مردم همچنین چیزی بگن. (بعد آروم تو گوش دومی گفت: ما که همه مردم نیستیم!)
 
بعد دیدم اولی (علیرغم سن کم اش) با لحنی عصبانی گفت: آقاجون! اینا حتی نمی تونن حرف بزنن! برا خودشون سخنگو و معلم گرفتن که حرف زدن یادشون بده! اصلا من خودم به آقای (و-ج) رای میدم!
 
گفتم: یکی از برکات جمهوری اسلامی همین آزادی ای هستش که به ارمغان آورده و تو میتونی به نامزد مورد علاقه ات رای بدی. این جوان هایی که تو میگی نمی تونن حرف بزنن، همونایی هستن که یکی دوبار تونستن از افکار عمومی نمره قبولی بگیرن! اصلا بذار من ازت سوال کنم؟ اون آقایی که گفتی بهش رای میدی، شنیدم تو همین استان یه مسئولیت بزرگی داشته؛  قبلا تونسته در دوره مدیریت خودش موفق عمل کنه؟!
 
دیدم بازم اولی می خواست در گوش دومی چیزی بگه که دومی از کوره در رفت و گذاشت و رفت!
 
آروم دستمو روی سری اولی کشیدم و بهش گفتم این پول رو بگیر و برو از اون مغازه یه توپ بگیر بیار بده به این بچه ها که توپ شون رو پاره کردید. اون ام خوشحال شد و آوازخون رفت تا توپ بخره!
ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

2 دیدگاه:

دیدگاه‌های غیرقابل انتشار: 0 دیدگاه‌های منتشر شده: 2
    • دیدگاه یه دوست در سه شنبه، ۲۴ آذر ۱۳۹۴ در ساعت ۳:۲۸ ب٫ظ

      چقدر کلمه علی رغم رو استفاده کردید، کسل کننده است

      0 پاسخ
    • دیدگاه یه دوست در سه شنبه، ۲۴ آذر ۱۳۹۴ در ساعت ۳:۲۷ ب٫ظ

      متاسفانه باید بگم به زبان فارسی نوشته اید اما پر از اصطلاحات تورکی ترجمه شده به فارسی است. لطفا بیشتر کتاب بخونید

      0 پاسخ

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها