از 2 سال گذشته تا کنون شورا بعد از شورا در استان شکل گرفته و اگر بخواهیم اعتراف تلخی داشته باشیم، به وضوح می توان انشقاق را در میان اصلاح طلبان دید. نماینده عالی دولت در استان، از سوی مدعیان اصلاحات و علی رغم توصیه های فرزند آیت الله خاتمی مبنی بر حمابت از دولت تنها گذاشته شده است. البته، نه تنها گذاشته شده بلکه بیشترین فشار را نیز از سوی افرادی که باید دوست بودند، تحمل کرده است.

 

هادی پناهیاکسیر نو: حول و حوش ۱۸ سال قبل فرزند آیت الله خاتمی با پیروزی مقابل شیخ نور (ناطق نوری) اصلاح طلبان را به پیروزی رساند. ۱۰ سال قبل نیز از روی کار آمدن احمدی نژاد نامی و شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سپری می شود.

در این مدت برد و باخت ها در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز ادامه داشت. برد و باخت هایی که علامت سوال های زیادی را در ذهن کنشگران سیاسی کشور ایجاد می کرد و جواب های جسته گریخته ای نیز به آنها از سوی تئوریسن های سیاسی اجتماعی داده می شد.

اگر به شرایط همسایه شمال غرب کشورمان نگاهی کوتاه بیندازیم، می بینیم که رجب طیب اردوغان و حزب متبوع اش از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۰۳ تا کنون، با همه اشتباهات ریز و درشت؛ با همه اعتراضات خیابانی مردم ترکیه در راس قدرت مانده است اما در کشورمان اصلاح طلبان بازی را به اصولگرایان و اصولگرایان نیز بازی را به اعتدال گریان واگذار کرده اند.

نبود احزاب قدرتمند در کشورمان، باعث شده است تا واقعیت سیاسی ایران بر روی افراد شکل گیرد و این افراد هستند که رقم زننده سرنوشت سیاسی در کشورمان هستند و درست فکر کردن یا نکردن این افراد، درست عمل کردن یا عمل نکردن آنها تاثیر مستقیم بر سرنوشت سرمایه های اجتماعی آنها می گذارد اما این افراد در صورت اشتباه شاید تنها در یک دادگاه و آن هم دادگاه وجدان افراد به محاکمه گذاشته شوند.

قدرت گرفتن اصلاح طلبان و عدم تحمل وضعیت از سوی رقیب

پیروزی در سال ۷۶ آغازی بود بر اوج گرفتن اصلاح طلبان اما رقیب سیاسی نشان داد که نمی تواند این وضع را تحمل کند. فتح سنگر به سنگر اصلاح طلبان از ریاست جمهوری شروع شد و به مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر گسترش یافت. اصولگرایان به فکر فرو رفتند، باید کاری می کردند. بنابراین تندروهای این جریان سیاسی در کف خیابان به کارشکنی پرداختند و شدند گروه فشار اما عقلای معتدل تر جریان اصولگرایی نقشه دیگری کشیده بودند. باید همانگونه که سنگرهای سیاسی را یک به یک از دست داده بودند را پس می گرفتند. تنها راه، استفاده از غرور سردمداران اصلاح طلبان و ایجاد انشقاق داخلی در میان آنها بود.

اولین سنگری که باید پس گرفته می شد شورای اسلامی شهرتهران بود. با اینکه در دور اول هر ۱۵ عضو آن کارگزارنی و اصلاح طلبان بودند اما دعواهای عطریانفر و اصغرزاده، عدم انسجام در انتخاب شهردار تهران و … سبب شد آبادگران بتوانند با کسب ۱۴ کرسی از ۱۵ کرسی، ساختمان خیابان بهشت را فتح کنند و مهدی چمران را به ریاست برسانند.

این باخت شاید برای اصلاح طلبان که هنوز دولت و مجلس را در اختیار داشتند چندان سنگین نبود اما باعث شد نطفه سیاسی احمدی نژاد در میان اصولگرایان بسته شود. نطفه ای که بعدها با حمایت اصولگرایان رشد یافت و هزینه های بسیار سنگینی را بر اصلاح طلبان وارد کند.

رندی بیشتر اصولگرایان و سرمستی اصلاح طلبان

آبادگران نفس تازه ای را به جناح خود داده بودند، آنها از اتفاقات مجلس ششم حداکثر استفاده را بردند و با قلع و قمعی که شورای نگهبان از کاندیداهای اصلاح طلبان انجام داد با فراغ بال بیشتری مجلس هفتم را در اختیار بگیرند. حالا نوبت حداد عادل بود که جای مهدی کروبی را بگیرد. نکته جالب نیز آن بود که هر ۳۰ کرسی تهران به اصولگرایان رسید.

بلند شدن صدای زنگ خطر اما …

روزهای انتهایی ریاست جمهوری سید اصلاحات در حال فرارسیدن بود. حفظ سنگر قوه مجریه بسیار حیاتی به نظر می رسید اما اتحادی دیده نمی شد. بعدها کلیپی دست به دست شد که به صورت مخفی از جلسات یکی از احزاب {اینک منحله} گرفته شده بود و در آن محمدرضا خاتمی از لزوم رقابت درون گروهی صحبت می کرد.

اشتباهات پشت سر هم در حال تکرار بود. اتحاد، رنگ باخته بود و اظهارات مختلف و تزهای گوناگونی داده می شد. سال ۸۴ فرارسید و اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، معین و مهرعلیزاده سودای ریاست جمهوری سر دادند. رقابت درون گروهی و عدم اتحاد، شکست دیگری را برای اصلاح طلبان رقم می زند و دیگر سنگری باقی نمی ماند تا از آن محافظت شود.

۸ سال پوپولیسم غم انگیز

احمدی نژاد استارت زده بود. درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت نیز با افزایش یکباره قیمت نفت سر به فزونی گرفته بود. مجلس هشتم در سال ۸۶ فرارسید. بار دیگر اصولگرایان بازی را بردند و تمام ارکان سیاسی را در اختیار گرفتند و تنها یک اقلیت اصلاح طلب ۲۹ نفری در مجلس شکل گرفت، آن هم بیشتر به صورت منفعل. هشت سال پوپولیسم بر کشور حاکم شده بود و احمدی نژاد اسب خود را می تاخت و هزینه پشت هزینه برای اصلاح طلبان و مردم تا سال ۹۲.

کورسوی امید ۹۲

۸ سال زمامداری احمدی نژاد و اصولگرایان بر قوه مجریه در حال اتمام بود و کشور در شرایط بسیار سخت تحریمی را تجربه می کرد. خرابکاری های احمدی نژاد کار را برای اصولگریان سخت کرده بود اما انجماد سیاسی اصلاح طلبان نیز باز شرایط را به نفع جریان رقیب نشان می داد. اگر از ماجراهایی که همگان می دانند فاکتور بگیریم. اتحاد میان دو کاندید جریان اصلاح طلبی و اعتدال در کنار یکدست عمل کردن نیروهای سیاسی در استان ها توانست ورق را برگرداند. روحانی رئیس جمهور شد و اصلاح طلبان جان تازه ای گرفتند.

اصلاحات+عصر سیاست

اصلاح طلبان آذربایجان غربی بر شاخه درخت نشسته، بن می برند

با ارزیابی شرایط استانی ۱۸ سال گذشته به وضوح مشخص می شود که در آذربایجان غربی اصلاح طلبان بیشتر موج پذیر بوده اند اما باهوش. یعنی در مواقع حساسی مانند سال ۹۲ توانستند در عین اختلافات موجود، اتحاد خود را حفظ کنند و پیروزی را جشن بگیرند اما بعد از آن راه اشتباهی در پیش گرفته شد که در صورت ادامه قایق اصلاح طلبی را غرق و سرمایه های اجتماعی را از آنها نامید خواهد کرد.

از ۲ سال گذشته تا کنون شورا بعد از شورا در استان شکل گرفته  و اگر بخواهیم اعتراف تلخی داشته باشیم،  به وضوح می توان انشقاق را در میان اصلاح طلبان دید. نماینده عالی دولت در استان، از سوی مدعیان اصلاحات و علی رغم توصیه های فرزند آیت الله خاتمی مبنی بر حمابت از دولت تنها گذاشته شده است. البته،  نه تنها گذاشته شده بلکه بیشترین فشار را نیز از سوی افرادی که باید دوست بودند، تحمل کرده است.

برای این اختلافات دلایل گوناگونی در محافل به گوش می رسد. از جمله این که به انتصابات نماینده عالی دولت ایراداتی وارد می شود.

حال باید چند سوال از مدعیان لیدری اصلاحات در آذربایجان غربی پرسید:

*  توان اصلاحات برای اداره استان تا چه اندازه است؟

* در طول سالیان گذشته به عنوان لیدرهای اصلاحات چقدر موفق به کادرسازی شایسته شده اید تا دست استاندار ( نه فقط آقای سعادت، بلکه هر فردی که ممکن بود به این سمت منصوب شود) برای انتخاب باز باشد؟

* تا چه حد آقای روحانی را با سید اصلاحات شبیه می دانید؟ آیا فکر می کنید که روحانی نیز باید همان کاری را انجام دهد که فرزند آیت الله خاتمی انجام داده بود؟

* اگر شما به عنوان استاندار انتخاب شوید، چه تضمینی می دهید که همه انتخاب هایتان درست خواهد بود؟

* در صورتی که به عنوان استاندار انتخاب شوید از دوستان خود در بدنه سیاسی استان چه انتظاری دارید؟ رفاقت و کمک یا رقابت و ایجاد فشار؟

* اگر در زمان استانداری شما در دولت مطبوع تان انتخابات مجلس فرا رسد که راهیابی نفرات ارزشمند به آن می تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند از بدنه سیاسی استان چه انتظاری خواهید داشت؟

* اگر استاندار باشید و اصلاح طلبان استان شما را تحت شدیدترین فشارها و لابی های سیاسی قرار دهند چه واکنشی نشان می دهید؟

* در همین جایگاه فعلی تان اگر اقدامات تان باعث تفرقه، ناامیدی مردم و شکست جبهه اصلاح طلبی شود چه پاسخی برای مردم خواهید داشت؟

* اگر اصولگرایان از همین انتخابات مجلس فتح سنگر به سنگر را دوباره آغاز کنند، واکنش شما چه خواهد بود؟ جواب تان به نسل جوان اصلاحات چه خواهد بود؟

* آیا دنیای سیاست جای دعواها و جنگ و جدل های شخصی است؟

به درس گرفتن از تجارب گذشته تا چه حد اعتقاد دارید؟

* آیا فکر نمی کنید بر شاخه نشسته و بن می برید؟

* ….

در حالی که تنها ۳ ماه تا انتخابات حساس مجلس شورای اسلامی باقی مانده است، انشقاق داخلی منبعث از اختلافات شخصی بیشتر از برداشتن گام برای اتحاد به چشم می خورد. با وجود چندین شورا هنوز لیستی از سوی اصلاح طلبان به مردم معرفی نشده است. هنوز مردم تلاش های اصلاح طلبان برای ارائه لیست را نیز لمس نکرده اند. آن چیزی که در شرایط فعلی از بدنه اصلاحات در استان به بیرون درز می کند،  اختلافاتی است که البته دود آن به چشم هوادارن دولت خواهد رفت. حداقل انتظار در این شرایط حفظ انسجام داخلی است تا بتوان با نشان دادن الگویی درست و صحیح از این اتحاد به مردم، آنها را همراه کرد.

خیال خام است که فکر کنیم مردم قسم خورده اند در خط اصلاح طلبی حرکت کنند. تجربیات گذشته نیز این را به وضوح نشان داده است. اگر مردم عقلانیت، اتحاد و انسجام، نخبه پروری، داشتن برنامه برای توسعه استان و کشور و … در این جریان سیاسی ببیند باز هم آرا خود را به نفع آنها به صندوق خواهند انداخت. و گرنه … .

ایمیل مستقیم: info@exireno.ir

دیدگاه شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد الزامی نشانه‌دار هستند.*

*


پربیننده‌ترین‌ها
پربحث‌ترین‌ها